غم مخور یارا که غمخوارت منم
این جهان و آن جهان یارت منم
بر سر بازار ملک کائنات
اول و آخر خریدارت منم
رو به داروخانه و درد من آر
چون شفای جان بیمارت منم
گر به دوزخ می کشندت خوش برو
چون که در آتش نگهدارت منم
ور به جنت می روی بی ما مرو
چون فروغ باغ و گلزارت منم
یک دو روزی هر کجا خواهی برو
بازگشت آخر کارت منم
هاتفی از غیب می داد این ندا
نعمت اللها طلبکارت منم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به دوستش میگوید که نگران نباشد، زیرا او همیشه در کنار اوست و حمایت میکند. او تأکید میکند که در این دنیا و آن دنیا، یار و حامی دوستش خواهد بود و در هر شرایطی، چه در خوشی و چه در سختی، همواره از او مراقبت میکند. شاعر به دوستش این پیام را میدهد که هر کجا که برود، نهایتاً به او بازخواهد گشت و او را همراهی خواهد کرد. به عبارتی، عشق و دوستی او فراتر از دنیاها و مکانهاست و همواره در مسیر زندگی، سنگ صبور او خواهد بود.
هوش مصنوعی: نگران نباش دوست، من همیشه در کنارت هستم. چه در این دنیا و چه در آن دنیا، من پشتیبان تو هستم.
هوش مصنوعی: من در میدان بزرگ آفرینش، در ابتدا و انتهای هر چیزی خریدار تو هستم.
هوش مصنوعی: به داروخانه مراجعه کن تا درد من را درمان کنی، زیرا من همانند یک بیمار در انتظار شفای روح تو هستم.
هوش مصنوعی: اگر تو را به دوزخ ببرند، با خوشحالی برو، چون من در آتش تو را حفظ میکنم.
هوش مصنوعی: اگر به بهشت میروی، بیما نرو، زیرا من مثل نور باغ و گلهایت هستم.
هوش مصنوعی: تو میتوانی هر کجا که میخواهی بروی، اما در پایان میدانی که به من برمیگردی.
هوش مصنوعی: صدایی از عالم غیب میگوید که نعمتهای الهی را بخواه، زیرا من در جستجوی تو هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
که مخور تو غم که غمخوارت منم
هم دوای دردِ این خارت منم
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.