آنکه ذات آفرین بیش و کم است
از صفت آفریدنش چه غم است
اختیاری کز اضطرار بود
نزد عاقل نه اختیار بود
خالق کل شیء از که و کی
معطی و مانع است و مبدع وحی
چونکه ترک مقدری مقدور
نیست مر بنده را، شود مجبور
سکنات و تحرک و حرکات
همه داند محرک هیئات
پس تو باید که آن همه دانی
تا به فعلش قیام بتوانی
نیک دانستهای بخوان از بر
یا توانستهای عرق بستر



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این بخش از شعر، شاعر به توصیف مفهوم و ماهیت خالق میپردازد و بیان میکند که ذات آفرینش بینیاز از صفات نقص است. او بر این نکته تأکید میکند که اختیار در ذات انسانی، گاهی از اضطرار ناشی میشود و این نشان از حکمت خالق دارد. شاعر همچنین توضیح میدهد که خالق جهان دانای مطلق است و همه حرکات و سکنات را میداند. در نهایت، او به خواننده میگوید که باید این حقایق را درک کند تا بتواند در زندگی به اعمال صحیح بپردازد.
هوش مصنوعی: کسی که خود خالق همه چیز است و تواناییهایش نامحدود است، چرا باید از صفات آفریدههایش نگران باشد؟
هوش مصنوعی: هر انتخابی که از روی اجبار و فشار به وجود آمده باشد، نزد انسان عاقل واقعی، به عنوان اختیار تلقی نمیشود.
هوش مصنوعی: خدای بزرگ و خالق همه چیز، تنها از اوست که هر چیزی به ما داده میشود یا از ما گرفته میشود و اوست که وحی را ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: اگر مقدر کردن زندگی و سرنوشت کسی در دست دیگری باشد، آن بنده مجبور است که طبق آنچه بر او مقدر شده عمل کند.
هوش مصنوعی: همه چیز در دنیا، چه آرامش و سكون و چه تحرک و حرکت، به وسیله یک نیروی محرک شکل میگیرد و تحت تأثیر قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: برای اینکه بتوانی به عمل و اقدام بپردازی، باید دانش و آگاهی کافی را به دست آوری.
هوش مصنوعی: به خوبی میدانی، پس یا از حفظ بخوان یا اینکه توانستهای عرق را از بستر برطرف کنی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.