یار من خسرو خوبان ولبش شیرینست
خبرش نیست که فرهاد وی این مسکینست
نکنم رو ترش ار تیز شود کز لب او
سخن تلخ چو جان در دل من شیرینست
دید خورشید رخش وز سر انصاف بماه
گفت من سایه او بودم وخورشید اینست
با رخ او که در او صورت خود نتوان دید
هرکه در آینه یی می نگرد خود بینست
پای در بستر راحت نکنم وز غم او
شب نخسبم که مرا درد سر از بالینست
خار مهرش چو برآورد سر از پای کسی
رویش از خون جگر چون رخ گل رنگینست
دلستان تر نبود از شکن طره او
آن خم وتاب که در گیسوی حورالعینست
در ره عشق که از هر دوجهانست برون
دنیی ای دوست زمن رفت وسخن دردینست
گر کسی ماه ندیدست که خندید آنست
ورکسی سرو ندیدست که رفتست اینست
سیف فرغانی تا ازتو سخن می گوید
مرغ روح از سخنش طوطی شکر چینست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و دلربایی یاری میگوید که عاشق اوست و از رنج و دوریاش به شدت رنج میبرد. او در عجب است که معشوقش از حال او بیخبر است و هر تلخی در زندگیاش بیارزش میشود چون یاد او جانسوز و شیرین است. شاعر به تماشای زیباییهای معشوق میپردازد و توانایی دیدن خود در آینه را برای دیگران دشوار میداند. عشق او به معشوق آنچنان قوی است که هیچ آسایش و راحتی برایش وجود ندارد و خیالش همواره در دلش جاری است. نهایتاً، شاعر به زیباییهای افسانهای معشوق اشاره میکند و میگوید که سخنانش روح را به وجد میآورد.
هوش مصنوعی: دوست من، مانند خسرو زیبا و لبهایش شیرین است، اما خبر از حال من ندارد که فرهاد این بیچاره به او عشق ورزیده است.
هوش مصنوعی: اگر لب او سخن تلخی بگوید، من هرگز در چهرهام ناراحتی نشان نخواهم داد؛ زیرا سخنان او برای من همچون جان شیرین است.
هوش مصنوعی: خورشید به ماه گفت که من به خاطر انصاف و عدل، تنها سایه تو بودم و اینک که فروغ و روشناییام را میبینی، نشان از حقیقت وجود من است.
هوش مصنوعی: هر کس که در آینه به خودش نگاه میکند، فقط خودش را میبیند و نمیتواند چهره دیگری را در آن ببینید. در مورد چهره او که زیباییاش در خود چهره او پنهان است، نمیشود به آسانی به آن دست یافت.
هوش مصنوعی: من هرگز در جایی راحت نمینشینم و به خاطر غم او شبها نمیخوابم، زیرا درد و رنج من از خودم دور نمیشود.
هوش مصنوعی: زمانی که محبت او در دل کسی سر برآورد، آن شخص به اندازهای به او عشق میورزد که رنگ چهرهاش از اندوه و شوق به عشق، مانند رنگ گل زیبا و روشن میشود.
هوش مصنوعی: دلربا و زیبایی او از هیچ چیزی زیباتر نیست. آن خم و تاب موهایش به قدری دل انگیز است که میتوان آن را با زیباییهای حوریان بهشت مقایسه کرد.
هوش مصنوعی: در مسیر عشق که فراتر از هر دو جهان است، ای دوست، دنیا از من رفته و تنها صحبت در مورد دین باقی مانده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی هرگز ماه را ندیده باشد و از آن خوشحال باشد، او شایسته است. و اگر کسی هرگز سرو را ندیده باشد و با لبخند به راه برود، او همانگونه است.
هوش مصنوعی: وقتی سیف فرغانی از تو صحبت میکند، مانند این است که روح پرندهای به آرامی در گوش میخواند و کلامش مانند صدای شیرین طوطی است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اگر از خوردن می لعل لبت رنگینست
بیسبب چیست که می تلخ و لبت شیرینست
حور در سایهٔ طوبی اگرش جاست چرا
طوبی قد تو در سایهٔ حورالعینست
چهرهٔ من نه سپهرست چرا همچو سپهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.