عشقم دلیل شد بسوی دوست راه دیدم
از خویشتن بدر شدم آن بارگاه دیدم
علمی و عالمی را کآوازه می شنودم
ناخوانده درس گفتم و نارفته راه دیدم
دنیا بدید طبع چو خر در رمید و گفتا
اینجا کنم درنگ که آب و گیاه دیدم
عالم بساط بازی شطرنج امتحانست
من رخ بدین طرف نکنم زآنکه شاه دیدم
چون روی جانم از طرف خود بکشت او را
زآن پس بهر طرف که بکردم نگاه دیدم
امروز بر سریر سعادت رسید پایم
کز تاج وصل او سر خود (را) کلاه دیدم
ای خورده نان خشک امل روزه گیر و بنشین
من عید می کنم پس ازین زآنکه ماه دیدم
دیدم گناه غفلت خود را عذاب دوری
اکنون بهشتیم که جزای گناه دیدم
در بوته مجاهده گشتم چو سیم صافی
اکنون زغش خویش برستم که کاه دیدم
خوش خوش دلم بر انفس و آفاق مطلع شد
اکنون رسم بخدمت شه چون سپاه دیدم
چون یوسفم عزیز و مکرم بمصر وصلش
اکنون بتخت ملک رسیدم که چاه دیدم
آن جام وصل وآن رخ زیبا که بود امیدم
بی امتناع خوردم و بی اشتباه دیدم
دولت بصدر صفه الاالهم رسانید
از بس که آستان و در لا اله دیدم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این غزل، شاعر از عشق به معشوق سخن میگوید و آن را دلیلی جهت نزدیک شدن به خدا میداند. او از حالت انفصال و ناراحتی خود ابراز میکند و به توفیق و سعادتی که از وصال حاصل کرده، اشاره دارد. شاعر همچنین به تعبیر از مشکلات و رنجهای قبلی خود پرداخته و حالا شعف و نشئهای را که از لطافت وصل و آگاهی به حقیقت وجود یافته، تجربه میکند. زندگی را به بازی شطرنج تشبیه کرده و در نهایت به شادی و سعادت خود در پیوند با معشوق و خالی شدن از بار غفلت میپردازد.
هوش مصنوعی: عشق من باعث شد که به سوی معشوق بروم و راهی پیدا کنم. از آنچه که بودم جدا شدم و آن مکان مقدس را مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: من نام و آوازه علمی و عالمی را شنیدم و بدون اینکه درسی را به صورت رسمی بخوانم، شروع به گفتگو در مورد آن کردم و راهی را که هنوز نرفته بودم، مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: دنیا را دید و مثل خر از ترس فرار کرد و گفت: اینجا توقف میکنم چون آب و گیاه دیدم.
هوش مصنوعی: دنیا مانند یک صفحه شطرنج است که امتحانات و چالشهای زندگی در آن برگزار میشود. من چهرهام را به سمت دیگر نخواهم کرد چون شاه را دیدهام.
هوش مصنوعی: زمانی که جانم به خاطر او به شدت مجروح شد، از آن پس هر طرف که نگاه کردم، او را در آنجا دیدم.
هوش مصنوعی: امروز به جایگاه خوشبختی دست یافتم و احساس کردم که با وجود ارتباط نزدیکم با او، سر خود را مانند تاجی بر سرم میبینم.
هوش مصنوعی: ای نان خشک خورده، به انتظار روزهات بنشین، من تا مدتی جشن میگیرم چون ماه را دیدم.
هوش مصنوعی: دیدم که غفلت من باعث عذاب دوری شده است و اکنون میفهمم که این وضع، نتیجه گناهان من است.
هوش مصنوعی: در مسیر تلاش و کوشش، مانند سیمی صاف و صیقل یافته شدم. اکنون از خودم جدا شدهام و به حقیقت رسیدهام، زیرا کاه (بیاهمیتی) را دیدهام.
هوش مصنوعی: دل من از دیدن زیباییهای درونی و خارجی سرشار از خوشحالی است. حالا که سپاه را دیدم، تصمیم دارم به خدمت شاه درآیم.
هوش مصنوعی: مثل یوسف که در مصر عزیز و محترم شد، اکنون من نیز به مقام و جایگاهی رسیدهام، در حالی که گذشتهام را در چاه فراموش نکردهام.
هوش مصنوعی: من آن جام پیوند و آن چهره زیبایی را که همیشه آرزویش را داشتم، بدون هیچ مانعی نوشیدم و بدون هیچ خطایی مشاهده کردم.
هوش مصنوعی: خوشبختی و نعمتهایی که نصیبم شد، به خاطر اینکه به درگاه خداوند، که تنها معبود است، روی آوردهام و از بس که در آستان او توسل جستم، این حالتی برایم پیش آمده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.