سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب التاسع فیالحکمة والامثال و مثالب شعراءالمدّعین ومذّمةالاطباء والمنجّمین
»
بخش ۳۱ - اندر صفت مرائی و قرّاء و سالوس گوید
خلق را زیر گنبد دوّار
دیدهها کور و دیدنی بسیار
هرکه از خواندنی کرانه کند
اوستادش به موش خانه کند
نیست اندر جهان نکو نفسی
نه بسی ماند چرخ را نه کسی
خواجه لاحول گوی در کویت
زان بماندست تا کَند مویت
اندرین کارگاه بومرّه
تو به لاحولشان مشو غرّه
کاندرین روزگار پر تلبیس
نان ز لاحول میخورد ابلیس
تو چنانی به حیلت و تلبیس
کز تو اعراض میکند ابلیس
هرکه در خود زد از فضولی رای
دست ازو شست شرع بار خدای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به نقد مرائیان و خوانندگان میپردازد و به تبیین بیثمری کارهای آنها میپردازد. او بر این باور است که در این دنیا، مردم در نادانی به سر میبرند و حقیقت را نمیبینند. شاعری که از علم و دانش میکاهد، تنها به فریب و حیله میافتد و شیطان نیز از او روی میگرداند. شاعر هشدار میدهد که در این زمانه پر از تلبیس، نباید به فریبندگیها دل خوش کرد و باید مراقب بود تا از فضولی دوری گزید و به حقیقت نزدیک شد.
هوش مصنوعی: مردم در زیر آسمان همیشه در حال تغییر، عملاً نابینا هستند و چیزهای زیادی را نمیبینند.
هوش مصنوعی: هرکسی که به مطالعه و آموختن پایان دهد، به درستی استادش را به موجودات بیارزش شبیه میکند.
هوش مصنوعی: در جهان کسی وجود ندارد که روح خوبی داشته باشد؛ نه چرخ زمان ماندگار است و نه کسی.
هوش مصنوعی: آقای عزیز، در کوی تو بدون هیچ نیرو و تلاشی ماندهام و این وضعیت مرا به خاطر موی زیبایت به این حال و روز انداخته است.
هوش مصنوعی: در این محل که تو مشغول فعالیت هستی، به خودت مغرور نشو و فریب نخور.
هوش مصنوعی: در این روزگار پر از فریب و نیرنگ، ابلیس بدون هیچ توان و قدرتی نان میخورد.
هوش مصنوعی: تو آنقدر در نیرنگ و فریب ماهر هستی که حتی ابلیس هم از تو دوری میجوید.
هوش مصنوعی: هرکس که از دخالت و کنجکاوی در امور دیگران خودداری کند و از آن فاصله بگیرد، بار گناهش بر دوش خدا نخواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.