سنایی
»
حدیقة الحقیقه و شریعة الطریقه
»
الباب السّابع فصل فیالغرور و الغفلة والنسیان و حبّالامانی والتّهور فی امور الدّنیا و نسیانالموت والبعث والنشر
»
بخش ۲ - فی طول العمر والحسرة مع ذلک
نوح را عمر جمله ده صد بود
حرص و امید او بر آن آسود
چون گذر کرد نهصد و پنجاه
در فذلک به حسره کرد نگاه
گفت آوخ که بر من این ده صد
بود بر من ز روزکی ده بد
کرد ویرا سؤال روح امین
سر ز بالا نهاده بر بالین
کای ترا عمر از انبیا افزون
چون گذر کرد بر تو دنیی دون
بر چه سان یافتی جهان را تو
چون سپاری کنون روان را تو
گفت دیدم جهان چو تیم دو در
آمدم از دری شدم ز دگر
نوز ناسوده تن ز سیرِ سبیل
کامد آواز پر نهیب رحیل
میدهم جان و میبرم حسرت
شربتم ضربت و شفا شدّت
عمرش ار بُد دراز ور کوتاه
رخت بر بست زان گشاد به راه
عاقبت هم برفت و بیش نماند
آیت عزل خویشتن برخواند



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به بررسی موضوع طول عمر و حسرت انسانها میپردازد. او از زندگی حضرت نوح یاد میکند که عمری طولانی داشت، ولی در آخر به حسرت و ناامیدی از گذر عمر و دنیای فانی خود اشاره میکند. نوح به روح امین میگوید که هرچند عمرش از دیگر انبیاء بیشتر بوده، اما در این دنیا هیچ چیز پایدار نیست. او تجربهاش از زندگی را به صورت تصویری از ورودی و خروجی دو در بیان میکند و میگوید در نهایت جانش را میدهد و از حسرتهایش مینالد، زیرا زندگی، هرچند طولانی باشد، سرانجام به پایان میرسد و انسان نمیتواند از آن فرار کند.
هوش مصنوعی: نوح عمر بسیار طولانی داشت، اما تمام تلاش و آرزوی او به آرامش و رضایت خاطر او مربوط میشد.
هوش مصنوعی: زمانی که نهصد و پنجاه سال گذشت، او با حسرت به آن گذر نگاه کرد.
هوش مصنوعی: شخصی نگران و افسرده از وضعیت خود میگوید که چه بدِیها و مشکلاتی بر او وارد شده و از گذشتههای دور تا کنون، دردها و سختیهای زیادی را تحمل کرده است. این جمله نشاندهندهی حس ناامیدی و حسرت او نسبت به روزهایی است که گذشته و تلخیهایی که برایش به وجود آمده.
هوش مصنوعی: او از بالا به او نگاه کرد و از او پرسید: «ای روح امین، چه خبر است؟»
هوش مصنوعی: ای کسی که عمرت از انبیاء بیشتر است، زمانی که دنیای پست از تو عبور کرد.
هوش مصنوعی: چگونه توانستی دنیا را به دست آوری وقتی که اکنون جان خود را وا میگزارید؟
هوش مصنوعی: گفتم که دنیا را مانند بازی شطرنج دیدم؛ وقتی وارد شدم، از یک در خارج شدم و به در دیگری رفتم.
هوش مصنوعی: صداهایی از دوردست به گوش میرسد که نشاندهندهی حرکت و رفتن به سفر است، و این احساس در وجود احساس تازهای را به وجود میآورد.
هوش مصنوعی: جانم را فدای تو میکنم و حسرت نوشیدنم را بر دوش میکشم. ضربهای که به من وارد میشود، همراه با شفای درد و شدت احساسات است.
هوش مصنوعی: اگر عمرش طولانی باشد یا کوتاه، وقتی که زندگیاش را ترک کند، مسیرش باز میشود.
هوش مصنوعی: در نهایت، او نیز رفت و چیزی از او باقی نماند، نشانهی برکناری خود را خواند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.