بخش ۹ - اندر شرح خوب و زشت گوید
خوب را از برای دستِ فراخ
جاودان شاخ شاخ ریزد شاخ
زشت را از برای حسرت چیز
دست و دل تنگ چون گذرگه تیز
گلخنی را کشیده اندر پوست
تو گهش جان لقب کنی گه دوست
آن چنان کرد شهوتت محجوب
که ندانی تو خوک را از خوب
کرد بادام دید سیم تنت
دل بریان چو پسته در دهنت
هرکه در دست این چنین دل ماند
تا ابد پای او فرو گل ماند
آن بت ماه روی سیم اندام
چون زرت کرد خوشرو و خوش نام
چون برافشاند زلف مشکین را
بچه دارد چنان دل و دین را
مار طاوس روی و موی آراست
عافیت آدم است و دل حوّاست
مار و طاوس کامدند بهم
هم به حوّا بدند و هم بادم
و آن غلام شگرف زیبا رخ
بت زنجیر زلف دیبا رخ
بشکند مُشک جعد او پشتت
دست عشقش کند چو انگشتت
تا تو آن روی چون گلش یابی
خار پشتت کند ز بیخوابی
گرچه پی برگرفت از سرِ دست
گردنت دست او چو پای شکست
گرچه باشد ز روی و موی نکو
نان بینان خورش خورد بدخو
ببرد گوش و بینی اندر کوی
سیهی چشمشان سپیدی روی
خوش ترش از درون او کینه
شد گل از عکس رویش آیینه
زان دل همچو سنگش اندر تن
دل تو خون گرسنه چون آهن
چون شود چشم تو چو ابر ازرق
لب خود او کند به خنده چو برق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی مفهوم خوب و زشت میپردازد و از تفاوتهای این دو ویژگی سخن میگوید. خوب را به دستی فراخ و جاودانه تشبیه میکند که میوههای خوشبو و خوش رنگ میدهد؛ در حالی که زشت به حسرت و تنگدستی اشاره میکند. همچنین شاعر از تمثیلهای مختلفی مانند بادام و پسته استفاده میکند تا تضاد بین زیبایی ظاهری و زشتی باطنی را به تصویر بکشد. در ادامه به داستان عشق و جذابیتهای فریبنده اشاره میشود که میتواند فرد را به ورطهی ناامیدی و گمراهی بکشاند. در نهایت، شاعر هشدار میدهد که زیبایی ظاهری بسیاری از اوقات میتواند پنهانکنندهی زشتیهای درون باشد و به انسان آسیب برساند.
هوش مصنوعی: خوبی و نیکی همیشه با محبت و بخشش همراه است و هر چه بیشتر به دیگران کمک کنی، تأثیرات مثبت بیشتری دیده میشود.
هوش مصنوعی: زشت را برای حسرت دل تنگ، مانند عبور سریع از کنار آنچه نمیتوان داشت، میدانم.
هوش مصنوعی: در درون وجود تو، عشق و احساسات عمیق را به تصویر میکشد، که گاهی به نوعی جان تازهای به تو میبخشد و گاهی نیز به مقامات روحانی و معنوی میرسد. این احساسات میتوانند در مواقعی تو را به دوستانت نزدیکتر کنند.
هوش مصنوعی: شهوت و تمایلات شدید تو آنقدر تو را غرق کرده که حتی نمیتوانی خوبی را از بدی تشخیص دهی.
هوش مصنوعی: بادام را به یاد میآورد که مثل پوست تلخ و جگر سوخته، رنگ و بوی زیبایی دارد، و در دهانت مانند پسته خوشمزه و لذیذ است.
هوش مصنوعی: هر کسی که دلش در چنین وضعیتی گیر کند، تا ابد در چنگال مشکلات باقی خواهد ماند.
هوش مصنوعی: آن دختر با صورت زیبا و بدنی لطیف مانند ماه، به زیبایی و خوبی مشهور است و در دلها شادی و نشاط ایجاد میکند.
هوش مصنوعی: زمانی که او زلف های مشکی خود را به هم می ریزد، دل و دین مرا نیز تحت تاثیر قرار می دهد.
هوش مصنوعی: مار به زیبایی طاوس آراسته شده است، اما در واقع، آسایش و سلامتی انسان به دل و فکر او بستگی دارد.
هوش مصنوعی: مار و طاووس به هم رسیدند و هر دو نکتههای خوبی را به حوا و بادم منتقل کردند.
هوش مصنوعی: این بیت به توصیف یک جوان زیبا و جذاب میپردازد که زلفهایش به مانند زنجیرهای نرم و لطیف، او را در بر گرفته است. زیبایی و جذابیت این فرد بهقدری است که توجه هر بینندهای را جلب میکند.
هوش مصنوعی: اگر عطر موی او به مشکت بپاشد، عشقش همچون تسلیم شدن انگشتان تو در دست او خواهد بود.
هوش مصنوعی: وقتی تو به زیبایی و شادابی او نگاه میکنی، سختیها و رنجهای زندگی تو را نمیگذارد که آرامش یابی و در نتیجه بیخوابی به سراغت میآید.
هوش مصنوعی: هرچند که او از تو جدا شده، اما اگر دستی به تو برسد، مانند پای شکستهای است که دیگر نمیتواند به درستی حرکت کند.
هوش مصنوعی: اگرچه زیبایی و خوش قیافگی مهم است، اما کسی که بدخلق و بدرفتار باشد، در نهایت به دردسر میافتد.
هوش مصنوعی: در کوی سیاهچشمان، آنقدر شیفتگی و شوق وجود دارد که انسان احتمالاً تمام حواس خود را از دست میدهد و فقط به زیبایی و سفیدی پوست آنها جذب میشود.
هوش مصنوعی: دلچسبی او باعث شده است که کینهاش در درونش بروز کند، مانند اینکه گل از بازتاب چهرهاش در آینه خوشبو میشود.
هوش مصنوعی: دل او همچون سنگ است و در دل تو، خون گرسنهای وجود دارد که مانند آهن محکم است.
هوش مصنوعی: زمانی که چشمان تو مانند ابر آبی شوند، لبخندتو مانند برق میدرخشد و همه چیز را روشن میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چون بیامد بوعده بر سامند
آن کنیزک سبک زبام بلند
برسن سوی او فرود آمد
گفتی از جنبشش درود آمد
جان سامند را بلوس گرفت
[...]
چیست آن کاتشش زدوده چو آب
چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب
نیست سیماب و آب و هست درو
صفوت آب و گونه سیماب
نه سطرلاب و خوبی و زشتی
[...]
ثقة الملک خاص و خازن شاه
خواجه طاهر علیک عین الله
به قدوم عزیز لوهاور
مصر کرد و ز مصر بیش به جاه
نور او نور یوسف چاهی است
[...]
ابتدای سخن به نام خداست
آنکه بیمثل و شبه و بیهمتاست
خالق الخلق و باعث الاموات
عالم الغیب سامع الاصوات
ذات بیچونش را بدایت نیست
[...]
الترصیع مع التجنیس
تجنیس تام
تجنیس تاقص
تجنیس الزاید و المزید
تجنیس المرکب
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.