گنجور

 
سنایی

در عبارت کتاب مسطورست

رقّ منشور و بیت معمورست

اوست در سایهٔ پناه خرد

حاجب بار بارگاه خرد

کدخدای نبیّ مُرسل اوست

عقل ثانی و نفس اوّل اوست

از پی استفادت و تحقیق

عقل کلّ مصطفی و او صدّیق

دایم از جوهر پذیرنده

اثر از نورِ عقل گیرنده

هم دهنده است و هم ستاننده

هم پذیرای و هم رساننده

متوسط میان صورت و هوش

شده زین سو زبان و زان سو گوش

مرد چون عقل را پناه کند

جرم و شکل سها چو ماه کند

مدتی گرد عقل بر گردد

گرچه باشد پسر پدر گردد

پادشاهی شود ز مایهٔ عقل

آفتابی شود ز سایهٔ عقل

جوهرش چون کند ز نقصان نقل

برتر آید یکی شود با عقل

چون شد از فیض عقل بر خود شاه

خلعت شوق یابد از اللّٰه

شوق چون در نهادش آویزد

عقل کلّ را ز ره برانگیزد

تاکنون عقل بود بر وی میر

زو کنون عقل گشت امر پذیر

چون شود بر نهاد خود مالک

بشنود کارْجِعی اِلی رَبّک

 
 
نقالی نو: شاهنامهٔ انگلیسی
عنصری

چون بیامد بوعده بر سامند

آن کنیزک سبک زبام بلند

برسن سوی او فرود آمد

گفتی از جنبشش درود آمد

جان سامند را بلوس گرفت

[...]

مسعود سعد سلمان

چیست آن کاتشش زدوده چو آب

چو گهر روشن و چو لؤلؤ ناب

نیست سیماب و آب و هست درو

صفوت آب و گونه سیماب

نه سطرلاب و خوبی و زشتی

[...]

ابوالفرج رونی

ثقة الملک خاص و خازن شاه

خواجه طاهر علیک عین الله

به قدوم عزیز لوهاور

مصر کرد و ز مصر بیش به جاه

نور او نور یوسف چاهی است

[...]

سنایی

ابتدای سخن به نام خداست

آنکه بی‌مثل و شبه و بی‌همتاست

خالق الخلق و باعث الاموات

عالم الغیب سامع الاصوات

ذات بیچونش را بدایت نیست

[...]

وطواط

الترصیع مع التجنیس

تجنیس تام

تجنیس تاقص

تجنیس الزاید و المزید

تجنیس المرکب

[...]