عشقْ بازیچه و حکایت نیست
در ره عاشقی شکایت نیست
حُسن معشوق را چو نیست کران
درد عشاق را نهایت نیست
مبر این ظن که عشق را به جهان
جز به دل بردنش ولایت نیست
رایت عشق آشکارا بِه
زان که در عشق روی و رایت نیست
عالَم عِلم نیست عالم عشق
رؤیتِ صدق چون روایت نیست
هر که عاشق شناسد از معشوق
قوّت عشق او بغایت نیست
هر چه داری چو دل بباید باخت
عاشقی را دلی کفایت نیست
به هدایت نیامدست از کفر
هر کرا کفر چون هدایت نیست
کس به دعوی، به دوستی نرسد
چون ز معنی درو سرایت نیست
نیک بشناس کانچه مقصودست
بجز از تحفه و عنایت نیست



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عمیقتری از عشق میپردازد و تأکید دارد که عشق تنها یک بازی یا حکایت نیست، بلکه معنایی فراتر و جدیتر دارد. او به دوری از شکایت در مسیر عشق اشاره میکند و میگوید که درد عاشقان هرگز پایان ندارد. مفهوم عشق و معشوق محدودیتی ندارد و عشق حقیقی تنها به دل متعلق است. در دین و کفر، هدایت وجود ندارد و واقعیات عشق به معنای عمیقتری نیاز دارد که تنها از طریق تجربه عاشقی درک میشود. در نهایت، تنها با فدا کردن همه چیز میتوان به حقیقت عشق دست یافت و این عشق نیازمند شناخت واقعی از معشوق و دریافت هدایا و عنایت الهی است.
هوش مصنوعی: عشق نه یک سرگرمی و داستان است و نه در مسیر عاشقی جای شکایت وجود دارد.
هوش مصنوعی: زیبایی معشوق حد و مرز ندارد و درد و رنج عاشقان هرگز به پایان نمیرسد.
هوش مصنوعی: این تصور را کنار بگذار که عشق تنها با دل است که میتواند به جهان نفوذ کند.
هوش مصنوعی: علامت عشق به وضوح نمایان است و این به مراتب بهتر از آن است که در عشق تنها به ظواهر و نشانهها بسنده کرد.
هوش مصنوعی: جهان پر از علم نیست؛ عالم واقعی کسی است که عشق را میبیند، چرا که دیدن حقیقت مثل یک روایت نیست.
هوش مصنوعی: هر کسی که عشق را میشناسد، میداند که قدرت عشق او به معشوقش بینهایت نیست.
هوش مصنوعی: هر چه داری، باید آن را برای عشق فدا کنی. عاشق واقعی به دل بیشتری نیاز دارد تا عشق را به درستی احساس کند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به کفر دچار شده باشد، نمیتواند به هدایت و راه درست دست یابد، زیرا کفر مانع رسیدن به هدایت است.
هوش مصنوعی: هیچکس با ادعای دوستی به محبت واقعی نمیرسد، چرا که در این ادعا عمیقاً معنایی وجود ندارد.
هوش مصنوعی: به خوبی بشناس آنچه هدف است؛ زیرا جز هدیه و لطف چیزی نیست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
هیچ کس را غم ولایت نیست
کار اسلام را رعایت نیست
نیست یک تن درین همه اطراف
که درو وهن را سرایت نیست
کارهای فساد را امروز
[...]
ای پسر! عشق را بدایت نیست
در ره عاشقی نهایت نیست
اگرَت عشق هست شاکر باش
که به عشقْ اندرون شکایت نیست
گر بنالی ز حال عشق، تو را
[...]
اول از او بد این حکایت عشق
بس مگو عشق را بدایت نیست
عشق چون آتشیست روحانی
روح کس را ازو شکایت نیست
عشق چون بر لطیفهغیبیست
[...]
محرم عشق را حکایت نیست
همره راز تو روایت نیست
گرچه آهنگ خون من داری
آه را زهره شکایت نیست
نوک مژگانت ناوکی آهینحت
[...]
عشق جز دولت و عنایت نیست
جز گشاد دل و هدایت نیست
عشق را بوحنیفه درس نکرد
شافعی را در او روایت نیست
لایجوز و یجوز تا اجلست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.