ای گل آبدار نوروزی
دیدنت فرخی و فیروزی
ای فروزنده از رخانت جان
آتش عشق تا کی افروزی؟
دل بدخواه سوز اندر عشق
چون که دلهای عاشقان سوزی
از لب آموز خوب مذهب خوب
از دو زلفین چه تنبل آموزی؟
ای دریده دل من از غم عشق
زان لب چون عقیق کی دوزی؟
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
ای گل آبدار نوروزی
دیدنت فرخی و فیروزی
ای فروزنده از رخانت جان
آتش عشق تا کی افروزی؟
دل بدخواه سوز اندر عشق
چون که دلهای عاشقان سوزی
از لب آموز خوب مذهب خوب
از دو زلفین چه تنبل آموزی؟
ای دریده دل من از غم عشق
زان لب چون عقیق کی دوزی؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر به زیبایی و درخشش گل نوروزی اشاره میکند و از احساس شادابی و خوشحالی ناشی از دیدن معشوق سخن میگوید. او از آتش عشق و سوز دل عاشقان میگوید و از معشوق میخواهد که به جای زیباییهای فریبنده، آموزههای معنوی را به او بیاموزد. همچنین از دردهای عشق و غمهایی که دلش را فراگرفته، سخن میگوید و به تلخی از ناپایداری زیباییهای ظاهری مینگرد.
هوش مصنوعی: ای گل زیبای بهاری، دیدن تو باعث خوشحالی و شادی است.
هوش مصنوعی: ای نورانی که از چهرهات شعلههای عشق ساطع میشود، تا چه زمانی این آتش را روشن نگه میداری؟
هوش مصنوعی: دل کسی که حسود و بدخواه است، در عشق به عذاب میافتد، زیرا دلهای عاشقان همیشه دارای شوری و سوز است.
هوش مصنوعی: از حرفهای زیبا و آموزنده لبهای کسی که دیندار و نیکو است، چیزهای ارزشمندی میتوان آموخت. اما تو در آموختن از زلفهای او، چه کاهلی میکنی؟
هوش مصنوعی: ای دل شکسته من از درد عشق، چه زمانی تار و پود این غم را به لبانم دوزی تا از آن جواهرگون شود؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آن شنیدی که از سر سوزی
گفت عیسی به همرهان روزی
فصل آخر نصیحتآموزی
پادشه را به فتح و فیروزی
ننهادم به عمر خود روزی
بر بروت تو قلتبان گوزی
شمع کز حد به در بیفروزی
بیم باشد که خانمان سوزی
درزییی را از او بیاموزی
تا چو او خاص جامهها دوزی
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.