جاوید زی ای تو جان شیرین
هرگز دل تو مباد غمگین
از راه وفا گسسته ای دل
بر اسب جفا نهاده ای زین
عاشقترم ای پسر ز خسرو
نیکوتری ای پسر ز شیرین
عاشق خوانند مرا و بی دل
زیبا خوانند ترا و شیرین
آنم من و صد هزار چندان
آنی تو و صد هزار چندین
عشاق چو روی تو ببینند
و آن خال سیاه و زلف مشکین
بر روی توام زنند احسنت
در عشق توام کنند تحسین
هرگاه که بایدت تماشا
شو چهرهٔ خویشتن همی بین
حقا که خوشست نوش کردن
بر چهرهٔ تو شراب نوشین


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیباییهای محبوبش و احساس عمیق عشق خود به او میپردازد. او از جان شیرین محبوبش میخواهد که هرگز غمگین نباشد و عشق را با وفا و صداقت تجربه کند. با ابراز عشق بیش از اندازه به او، شاعر تأکید میکند که زیبایی محبوبش چطور در دل عاشقان تأثیر میگذارد و آنها را شگفتزده میکند. در نهایت، شاعر اشاره میکند که تماشای چهره محبوب او مانند نوشیدنی گوارا و دلپذیر است و زیباییاش همیشه مورد تحسین قرار میگیرد.
هوش مصنوعی: ای جاویدان، ای جان شیرین، هرگز نباید دل تو غمگین باشد.
هوش مصنوعی: دل را از مسیر وفا دور کردهای و به ظلم و بیوفایی سوار شدهای.
هوش مصنوعی: من از خسرو نیکوتر و شیرین بیشتر عاشق تو هستم، ای پسر.
هوش مصنوعی: مرا به عنوان عاشق میشناسند و تو را به عنوان دلبر زیبا و شیرین.
هوش مصنوعی: من آن هستم و تو به اندازه صد هزار چیز دیگری. تو نیز به همان اندازه وجود داری.
هوش مصنوعی: عاشقان وقتی که چهره تو را میبینند و آن لکه سیاه و موی مشکیات را مشاهده میکنند، دلباختهتر میشوند.
هوش مصنوعی: به خاطر وجود تو، دیگران تو را ستایش میکنند و در عشق به تو تحسین میزنند.
هوش مصنوعی: هر وقت که باید به تماشای خودت بپردازی، چهرهٔ خود را ببین.
هوش مصنوعی: واقعاً که لذتبخش است وقتی چهرهٔ تو را با شراب خوشمزه سیراب کنیم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نوروز و جهان چون بت نو آیین
از لاله ، همه کوه بسته آذین
مر جان مرا روان مسکین
دانی که چه کرد دوش تلقین؟
گفتا چو ستور چند خسپی
بندیش یکی ز روز پیشین
بنگر که چه کردهای به حاصل
[...]
ای کرده به زیر پای، کونین
بگذشته ز حد قاب قوسین
ای مهر تو بر سپهر تمکین
ایمن شده از نماز پیشین
یک نکته بگوی تا به پیشت
جبریل امین شود شکرچین
از لطف بخند تا بماند
[...]
ای لعل تو پردهدار پروین
وای زلف تو سایبان نسرین
چشم تو ز نیم زهر غمزه
خون کرد هزار جان شیرین
صد عیسی دردمند را بیش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.