باز ماندم در بلایی الغیاث ای دوستان
از هوای بی وفایی الغیاث ای دوستان
باز آتش در زد اندر جانم و آبم ببرد
باد دستی خاکپایی الغیاث ای دوستان
باز دیگر باره چون سنگین دلان بر ساختم
از بت چونین جدایی الغیاث ای دوستان
باز ناگه بلعجب وارم پس چادر نشاند
آفتابی را هبایی الغیاث ای دوستان
بادهخواران باز رخ دارند زی صحرا و نیست
در همه صحرا گیایی الغیاث ای دوستان
بنگه هادوریان را ماند این دل کز طمع
هر دمش بینم به جایی الغیاث ای دوستان
جادوی فرعونیان در جنبش آمد باز و نیست
در کف موسی عصایی الغیاث ای دوستان
خواهد اندر وی همی از شاخ خشک و مرغ گنگ
هر زمان برگ و نوایی الغیاث ای دوستان
دیدهٔ روشن جز از من در همه عالم که داد
در بهای توتیایی الغیاث ای دوستان
از برای انس جان انس و جان ای سرفراز
مر سنایی را چو نایی الغیاث ای دوستان



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از درد و بلای جدایی و بیوفایی مینالد و به یاران خود مدد میطلبد. او از آتش عشق و رنج دل سنگین خود سخن میگوید و در عذابی ناشی از دوری از محبوبش به سر میبرد. با اشاره به قدرت جادو و حسرت بیگیاهی در صحرا، به ناامیدی و لبریزی احساساتش اشاره میکند و در نهایت به مخاطب خود میگوید که وجودش برایش ارزشمند است. شاعر در حسی از یأس و امید در پی یافتن آن چیزی است که به زندگیاش معنا میبخشد.
هوش مصنوعی: من در مشکلات و دردسرها ماندهام، ای دوستان، از سرگذشت و حالتی که به وفای شما وابسته بودم، کمک میخواهم، ای دوستان.
هوش مصنوعی: آتش دیگری در وجودم شعلهور شد و بادی مرا به سوی آب برد. ای دوستان، به کمک من بیایید، چون در حال نیازم.
هوش مصنوعی: دوباره احساس سنگینی در دل دارم و از جدایی به شدت ناراحت هستم، ای دوستان، بر من رحم کنید.
هوش مصنوعی: ناگهان مثل معجزهای، چادر را برمیدارم و آفتابی را نمایان میکنم. ای دوستان، به فریاد من بیایید!
هوش مصنوعی: شرابنوشان دوباره در صحرا ظاهر شدهاند و در این دشت هیچ گیاهی وجود ندارد. ای دوستان، به کمک نیاز داریم.
هوش مصنوعی: این دل شبیه به یک بیابان سرگردان است که به خاطر طمع و آرزوهایم هر لحظه به یک سمت میرود. ای دوستان، فریاد کمک من را بشنوید!
هوش مصنوعی: جادوی فرعونیان دوباره فعال شده و در دستان موسی دیگر عصا نیست. ای دوستان، به کمک بیایید!
هوش مصنوعی: میخواهد که از شاخههای بیثمر و پرنده بیصدا، هر لحظه صدای تازه و برگی به وجود بیاید. ای دوستان، به فریاد برسید!
هوش مصنوعی: در دنیا تنها من هستم که برای تو بها میدهم و به کمکت میآیم، ای دوستان، تا جایی که دیگران نمیتوانند ببینند.
هوش مصنوعی: برای همراهی و نزدیکی روح و جان دوست، ای بزرگوار، به سنایی همچون نای نالان کمک کنید، ای دوستان!
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.