زلف پر تابت مرا در تاب کرد
چشم پر خوابت مرا بی خواب کرد
با تن من کرد نور عارضت
آنکه با تار قصب مهتاب کرد
عنبرین زلف چو چوگان خم گرفت
تا دلم چو گوی در طبطاب کرد
وان لب عناب گونت طعنه کرد
تا سرشگم سرخ چون عناب کرد
گر عجب بود آنکه عشق تو مرا
مست و هالک بی نبید ناب کرد
این عجبتر آنکه عشقت رایگان
چشم من پر لولو خوشاب کرد
میغ روی خوب چون خورشید تو
چشمهٔ خورشید را محراب کرد
و آتش روی ترا چون سجده برد
همچو ابدالان گذر بر آب کرد


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیباییهای محبوبش میپردازد و تاثیرات عمیق آن بر روح و خواب خود را بیان میکند. زلف و چشم محبوبش او را اسیر خود کرده و از حالت طبیعیاش خارج کرده است. زیبایی چهرهاش به قدری درخشان است که حتی نور خورشید را تحتالشعاع خود قرار میدهد. عشق او نیز به شدت و بیواسطهای تاثیرگذار است و شاعر را در حالت سرمستی و شگفتی قرار میدهد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که زیبایی و عشق محبوبش بر تمام کائنات تاثیر گذاشته و مثل سجدهای در برابر نوربرچشم است.
هوش مصنوعی: زلفهای پرپریشانی تو مرا به شدت عاشق و ناآرام کرده است و چشمان پرخواب تو باعث بیخوابی من شده است.
هوش مصنوعی: نور صورت تو به بدن من تأثیر گذاشت، آن کسی که با تار مویش مانند مهتاب کرد.
هوش مصنوعی: زلفهای عطریات مانند چوب چوگان خم شده است و دلم مانند گوی در بازی پرهیجان میچرخد.
هوش مصنوعی: لبهای تو که به رنگ عناب است، مرا بیتاب و دلتنگ کرده است تا اشکهایم سرخ و مانند عناب شوند.
هوش مصنوعی: اگر چه عجیبی ندارد که عشق تو مرا سرمست و ویران کرد بدون اینکه از شراب خالصی کمک بگیرم.
هوش مصنوعی: این جای تعجب است که عشق تو با وجود اینکه بیهزینه است، چشمان من را به مانند دانههای گرانبهای مروارید پر از زیبایی کرده است.
هوش مصنوعی: چهرهٔ زیبا و درخشان تو مانند خورشید، چشمهٔ نور را به مکانی مقدس و محل عبادت تبدیل کرده است.
هوش مصنوعی: آتش روی تو همچنان سجدهایی بر زمین دارد که مانند عابدان سالک، بر روی آب قدم میزند و از آن عبور میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
چون خطاب آن شه بشیخ و شاب کرد
روی خود برجانب اصحاب کرد
جرعه ای زان تشنه گر سیراب کرد
قطره ای زین صد سقر بیتاب کرد
چشم حسرت باز سوی باب کرد
شاه را بدرود گفت و خواب کرد
خشم هم بر کوزه، هم بر آب کرد
هم قدح، هم کاسه را پرتاب کرد
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.