باز آراسته بینم صف مژگان تو را
عزم غوغا بود آن نرگس فتان تو را
کاش آید مه کنعان و ببیند در بند
بس جو خود بی سر و پاطره افشان تو را
دعوی حسن به یوسف نشدی راست به مصر
گر نکردی وطن آن چاه ز نخدان تو را
حق نعمت نشناسد بر اهل بصر
هر که از دیده برآرد بر پیکان تو را
آشیانی نشدش یافت ز دل بر سر دل
موبه موست چو دل زلف پریشان تو را
نرساند به لبش جام تجلی می عشق
هر که نازد به نظر گردش چشمان تو را
به تامل چه کشی تیغ به قتل (صامت)
خونبها نیست صف حشر شهیدان تو را


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و جذابیت چهره محبوبش میپردازد و از تأثیر عمیق چشمان و مژگان او بر دل و جانش سخن میگوید. او به تبعید زیبایی محبوبش در چشمان دیگران اشاره میکند و عشق را مانند جامی میبیند که تنها به دست کسی که شایسته آن باشد، نمیرسد. شاعر همچنین حسرت میخورد که این زیبایی و عشق نمیتواند در قلب او لانه کند و از نیروی کشندهاش در عشق و دلخوشیاش، سخن به میان میآورد. با این حال، با وجود تمام درد و رنجها، هنوز به زیبایی محبوبش در کلام خود میافزاید.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که مژگان زیبای تو، به گونهای تزیین شده که آمادهی ایجاد شور و غوغاست و آن نرگس فریبنده نیز نشان از قدرت جاذبه و جذابیت تو دارد.
هوش مصنوعی: ای کاش ماه کنعان بیاید و ببیند که تو چگونه در بند خودت گرفتار شدهای، بیسر و پا و با موهای پریشان.
هوش مصنوعی: اگر حقیقت زیبایی به یوسف را ادعا میکنی، باید بدانی که اگر در مصر نباشی، مانند چاهی میمانی که از دهانهاش به هیچ جا نمیرسد.
هوش مصنوعی: هر کسی که دیدن و درک صحیح از نعمتها نداشته باشد، نمیتواند قدردان آنها باشد و هر کس که به ظواهر و نشانهها توجه کند، نمیتواند حقیقت را دریابد.
هوش مصنوعی: دل نتوانسته است آشیانی پیدا کند و به دلی که کسی بر سر آن است مینگرد. دل و زلف پریشان تو به هم مرتبط هستند و این نشاندهندهی عمق احساس و وابستگی درونی میان عشق و زیبایی است.
هوش مصنوعی: هر کسی که به زیبایی و جذابیت نگاه چشمان تو دل ببندد و مغرور شود، هرگز نمیتواند به لبهای او طعم عشق و شوق را بچشاند.
هوش مصنوعی: درنگ و تأمل چرا میکنی؟ این بار، دیگر خون بهای شهدای تو را نمیطلبند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
یاسمین بنده شود چاک گریبان تو را
برگ گل جزیه دهد، شقّهٔ دامان تو را
زاهد، این خرقه به دوشم خنکیهای تو داد
کرد پشمیهٔ من، فکر زمستان تو را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.