بکسب پوستین دوزی در تبریز اوقات میگذراند این دو مطلع از اوست :
غریب مردم و از من نکرد یاد کسی
به بیکسی و غریبی من مباد کسی
میروم تا روبراه آن گل رعنا نهم
هر کجا او پا نهد من سر بجای پا نهم
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
بکسب پوستین دوزی در تبریز اوقات میگذراند این دو مطلع از اوست :
غریب مردم و از من نکرد یاد کسی
به بیکسی و غریبی من مباد کسی
میروم تا روبراه آن گل رعنا نهم
هر کجا او پا نهد من سر بجای پا نهم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به غریب بودن و تنهایی خود اشاره میکند و احساس میکند که کسی به یاد او نیست. او در جستجوی محبوبش است و آماده است که هر جا او برود، او نیز به دنبالش برود و از او پیروی کند. به نوعی، شاعری از دلتنگی و اشتیاق خود برای وصال معشوق صحبت میکند.
هوش مصنوعی: یک دوزنده پوستین در تبریز زمان خود را سپری میکند. این دو بیت شعر در مورد اوست:
هوش مصنوعی: من غریب و تنها هستم و هیچکس به یادم نیست، امیدوارم که هیچکس همچون من در تنهایی و غربت نماند.
هوش مصنوعی: من به سمت آن گل زیبای نازک میروم، هر کجا او پا بگذارد، من سر خود را به جای پا قرار میدهم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.