نو بهار است ای صنم، عیش بهار آغاز کن
ساخت برگ گل صبا، برگ صبوحی ساز کن
غنچه مستور در بستان ورق را باز کرد
عارفا از نام مستوری ورق را باز کن
گر شرابی میخوری، با نرگس مخمور خور
ور حریفی میکنی، با بلبل دمساز کن
لاله و نرگس به هم جام صبوحی میکشند
صبح خیزان چمن را مطربا آواز کن
راستی بستان مقام دلنوازست این زمان
خوش نوایی در مقام دلنواز آغاز کن
میدهند آوازه گل بلبلان خیز ای صبا!
از دهان غنچه رو در گوش ساقی راز کن
باد جان میبازد ای گل در هوایت گر تو نیز
خردهای داری نثار عاشق جانباز کن
از سر نازست مایل بر لب جو قد سرو
سرو قدا بر لب جو، میل سرو ناز کن
باش فارغ بال اگر چون بلبلی ز ارباب بال
مست و عاشق در هوای گلرخی پرواز کن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر با دعوت به شروع بهار، از معشوق میخواهد که لحظات شادی و عیش را آغاز کند. در این فصل، غنچههای پنهان در باغ به زیبایی شکوفا میشوند و عارفان از پنهانکاریها پردهبرداری میکنند. او خواستار لذت بردن از زیباییهای طبیعی است و از عشق و محبت در این بستان دلانگیز سخن میگوید. در این فضای عاشقانه، شاعر به بیداری و رهایی از قید و بندها دعوت میکند تا همه در هوای گل و عشق مست شوند و با هم در آهنگ زندگی هماهنگ شوند.
هوش مصنوعی: بهار جدید فرا رسیده است، ای محبوبم، زمانی برای لذت بردن از بهار را آغاز کن. گُل و برگهای تازهای درست کن و حال و هوای صبحگاهی را به وجود بیاور.
هوش مصنوعی: غنچهای که در باغ پنهان است، برگی را باز کرده است. عارف، نام آن پنهان را مشخص کن و برگی را باز کن.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی به لذت شراب بنشینی، آن را با چشمان زیبا و خوابآلود بنوش. و اگر با محبتی همراهی میکنی، آن را به گونهای شیرین و موزون با دلبر خود در میان بگذار.
هوش مصنوعی: گل لاله و گل نرگس در کنار هم نوشیدنی صبحگاهی مینوشند. ای مطرب، بیدار کن کسانی را که صبح زود در چمن هستند تا از زیبایی این لحظه لذت ببرند.
هوش مصنوعی: واقعا این زمان، فضایی دلپذیر و زیباست. به زودی صدای خوشی در این مکان دلنواز آغاز خواهد شد.
هوش مصنوعی: ای نسیم آرام، بگو به ساقی که راز عشق را از غنچه بشنود و صدای خوش بلبلان را به گلی که در باغ است برسان.
هوش مصنوعی: ای گل، باد جان خود را در عشق تو فدای تو میکند، اگر تو هم ناراحتیای از عاشق زحمتکش خود داری، آن را نثار او کن.
هوش مصنوعی: به خاطر زیبایی و ظرافتت، به آرامی به سمت لب رود مایل شدهای، مانند قامت بلند و زیبای سرو که بر لب رود ایستاده است. زیبایی تو را به یاد سروهای ناز و دلربا میاندازد.
هوش مصنوعی: اگر مانند بلبلی بیخیال و خوشحال هستی، پس از آقایان بال و پر خود مست و عاشق شده و در هوای زیبای معشوقهات پرواز کن.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بند ترکش یک زمان ای ترک زیبا باز کن
با رهی یک دم بساز و خرمی را ساز کن
جامهٔ جنگ از سر خود برکش و خوش طبع باش
خانهٔ لهو و طرب را یک زمان در باز کن
چند گه در رزم شه پرواز کردی گرد خصم
[...]
فتح می آید در دهلیز دولت باز کن
بارگاه فخر خود با آسمان همراز کن
کوس نصرت کوب و چرم طبل اگر سوده شود
تیغ برکش پوست از سرهای دشمن ساز کن
بندبند فاجران گر فی المثل از آهن است
[...]
بهر معنی های رنگین لفظ را پرداز کن
باده شیراز را در شیشه شیراز کن
بوی گل در غنچه سربسته ایمن از صباست
لب ببند از گفتگو، خون در دل غماز کن
آبرو را در عوض دریادلان گوهر دهند
[...]
دیده چون شبنم، برین گلزار عبرت باز کن
گریه بر انجام کار خویشتن آغاز کن
چشم رفت و،گوش رفت و، عقل رفت و،هوش رفت
ای دل آمد آمد مرگست، چشمی باز کن!
استخوانت گشت چون نی، ناله یی از دل بر آر
[...]
من نمیگویم که منع نرگس غماز کن
بنده چشمت شوم تا میتوانی ناز کن
کار عشاق پریشانروزگار از دست رفت
چند روزی تار قانون محبت ساز کن
میتوان آیینه کردن محرم اسرار خویش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.