کار دنیا نیست چندان کار و باری، گو مباش
اختیاری کو ندارد اختیاری، گو مباش
کار و بار روز بازار جهان هیچ است، هیچ
کار اگر این است، ما را هیچ کاری گو مباش
ما برون از شش جهت داریم عالی گلشنی
گر نباشد گلخنی بر رهگذاری گو مباش
گر سپهر از پای بنشیند، بخاری گو مخیز
ور زمین از جای برخیزد، غباری گو مباش
گر بخواهد ماند جان بر خاک، باری گوهرم
ور بخواهد رفت سر بر دوش، باری گو مباش
عارفان از نعمت دنیا و عقبی عاریند
گر نباشد این دو ما را نیست عاری، گو مباش
صد هزاران بلبل خوشگوست در باغ وجود
گر نباشد چون تویی سلمان، هزاری گو مباش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ناپایداری دنیا و بیمفایده بودن کارهای دنیوی اشاره میکند و تأکید میکند که اختیار در دست انسان نیست. او به فضای درونی و روحانیاش میپردازد و به گلشنی فراتر از جهان مادی اشاره میکند. شاعر به تعارض میان مادیات و روحانیت اشاره کرده و عارفان را کسانی میداند که از نعمتهای دنیوی و اخروی به دورند. در نهایت، او یادآور میشود که وجودش در کنار دیگران خاص و بیبدیل است و جایگاهی فراتر از آنچه که در دنیا وجود دارد، دارد.
هوش مصنوعی: زندگی دنیوی چندان سخت و دشوار نیست، اگر نخواهی که اختیار عهدهدار شوم، اشکالی ندارد.
هوش مصنوعی: همهی فعالیتها و مشغلههای روزمرهای که در دنیا وجود دارد، بیارزش است. اگر کار کردن به این شکل است، پس بهتر است که کاری نکنیم.
هوش مصنوعی: ما در بیرون از شش طرف، باغی پر از گل داریم؛ اگر گلخانهای نباشد، بر سر راه کسی نگوید، نرو.
هوش مصنوعی: اگر آسمان از جایش پایین بیفتد، تو نترس و نایست. و اگر زمین از محل خود بلند شود، تو خود را نزن و نترس.
هوش مصنوعی: اگر بخواهد روح من بر زمین بماند، فدا میشوم؛ و اگر بخواهد که بر دوش کسی برود، پس به او نمیپیوندم.
هوش مصنوعی: عارفان از نعمتهای دنیوی و آخرتی بینیاز هستند. اگر این دو نعمت وجود نداشته باشد، ما هم بینیاز نیستیم؛ پس نگو که نباش.
هوش مصنوعی: در باغ وجود، صد هزار بلبل خوشصدا وجود دارد، اما اگر تو، سلمان، در آنجا نباشی، هیچکدام از آنها ارزشی ندارند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جسم اگر ازیکدگر ریزد غباری گو مباش
روح اگر ازتن هواگیرد بخاری گو مباش
برنیاید صبح راگر دست مهر از آستین
بردل آفاق دست رعشه داری گو مباش
گر زجولان باز ماند آسمان طفل طبع
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.