صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی
باشیم چند صورت دیوار زندگی؟
آب آرمیده می رود، اما به رفتن است
غافل مشو ز جلوه ی هموار زندگی
بی یاد مرگ، قطره ی آبی نمی خورد
هرکس بود چو خضر، گرفتار زندگی
در مرگ، بیم تفرقه ی روزگار نیست
کوتاه دیده حادثه دیوار زندگی
منصور بعد مرگ به بانگ بلند گفت
کاین دار نیست سخت تر از دار زندگی
آزرده ای ز گردش ایام، می بنوش
باشد شراب، شربت بیمار زندگی
خوش دام خنده ای ست برای مجردان
کوتاه کن علاقه ی دستار زندگی
ما را به وصل دوست رسانند عاقبت
از ما هزار عشق به دیدار زندگی
بگذشت روزگار جوانی، هزار حیف
کز دست رفت مایه ی بازار زندگی
تا چند نامه سوی وطن می توان نوشت
آخر بس است این همه اظهار زندگی
پیر خرد مرا به خموشی اشاره کرد
یعنی ببند رخنه ی دیوار زندگی
دیوانگی ست زینت اوقات ما سلیم
داغ جنون بود گل دستار زندگی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به بررسی و تأمل در زندگی و مرگ میپردازد. شاعر به تصوری عمیق از زندگی و گذر زمان اشاره میکند و یادآور میشود که زندگی همواره در حال تغییر است و هیچ چیزی دائم نیست. او زندگی را به دیواری تشبیه میکند که صورتی از ما را در خود جای داده و بیان میکند که هیچکس نمیتواند از مرگ فرار کند.
شاعر به این نکته اشاره دارد که بیتوجهی به مرگ، نمیتواند ما را از حقیقت تلخ زندگی دور کند و مشکلات و سختیهای آن را نادیده بگیرد. او همچنین از حسرت دوران جوانی و گذر زمان صحبت میکند و یادآور میشود که باید از فرصتهای زندگی بهره ببریم و خود را به خیال و آرزوهای بیهوده مشغول نکنیم. نیازی به ابراز احساسات زیاد نیست و به جای آن، باید به واقعیتها توجه کنیم.
در نهایت، شاعر به این نتیجه میرسد که عشق و ارتباط با دیگران مهم است و همه ما به پیوند با دوستان و عزیزان نیاز داریم تا به واقعیت زندگی توجه کنیم و درک بهتری از آن داشته باشیم.
هوش مصنوعی: زندگی را نمیتوان فقط با ظواهر و ظاهرسازیها گذراند، باید به اصل و محتوای آن توجه کرد. تنها داشتن چهرههای مختلف و رویارویی با ظواهر، کافی نخواهد بود.
هوش مصنوعی: آب آرامی که در حال حرکت است، در واقع در حال رفتن است. اما نباید غافل از زیباییهای زندگی و جلوههای آن باشی.
هوش مصنوعی: هیچکس بدون یاد مرگ نمیتواند حتی یک قطره آب بنوشد، حتی اگر مثل خضر جاودانی باشد، در دام زندگی گرفتار است.
هوش مصنوعی: در مرگ، نگران تفرقه و جدایی روزگار نیستم؛ زیرا چیزهایی که به عنوان حوادث زندگی میبینیم، فقط دیواری کوتاه هستند که نمیتوانند زندگی را به طور واقعی تقسیم کنند.
هوش مصنوعی: منصور بعد از مرگ با صدای بلند گفت که زندگی در این دنیا از مرگ هم سختتر است.
هوش مصنوعی: اگر از دلتنگی و ناراحتی ناشی از گذر زمان رنج میبری، بهتر است جرعهای از شراب بنوشی؛ چرا که این نوشیدنی میتواند تسکینی برای سختیهای زندگی باشد.
هوش مصنوعی: لبخند زیبا و دلنشین برای افرادی که هنوز ازدواج نکردهاند، بهانهای است تا آنها عشق و وابستگی به زندگی را کمتر کنند.
هوش مصنوعی: در پایان، ما را به وصال دوست میرسانند و به همین دلیل، هزاران عشق و احساس را برای زندگی و دیدار او در دل داریم.
هوش مصنوعی: روزهای جوانی به سرعت گذشت و افسوس که فرصتهای ارزشمند زندگی از دست رفت.
هوش مصنوعی: مدت زیادی نمیتوان به نوشتن نامههای بیپایان به وطن ادامه داد. این همه ابراز احساسات و زندگی، دیگر کافی است.
هوش مصنوعی: پیر دانا به من گفت که باید ساکت باشم و از سخن گفتن پرهیز کنم، تا در زندگیام آسیب و مشکل کمتری بوجود نیاید.
هوش مصنوعی: زندگی ما به نوعی دیوانگی تبدیل شده است. محبت و اشتیاق ما به زندگی، همانند نشانی از عشق و علاقه، حال و هوای ما را پر میکند و نگرانیم که این داغ جنون مانعی بر سر راه شادیامان باشد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
آسودگی مجو ز گرفتار زندگی
سرگشتگی است گردش پرگار زندگی
دردسر خمار بود حاصل حیات
خمیازه است خنده گلزار زندگی
تا در تو هست از آتش شهوت شراره ای
[...]
افتاده است بر سر ما بار زندگی
خواهیم مرد در ته دیوار زندگی
تا داشتم نفس به قفس بود جای من
یا رب کسی مباد گرفتار زندگی
خواهد به رنگ شمع وبال سر تو شد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.