هرکس که از رخ تو نظر آب میدهد
خرمن به برق و خانه به سیلاب میدهد
در خون یک جهان دل بیتاب میرود
مشاطهای که زلف ترا تاب میدهد
صیدی که بیقراری وحشت کشیده است
در چشم دام، داد شکرخواب میدهد
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
هرکس که از رخ تو نظر آب میدهد
خرمن به برق و خانه به سیلاب میدهد
در خون یک جهان دل بیتاب میرود
مشاطهای که زلف ترا تاب میدهد
صیدی که بیقراری وحشت کشیده است
در چشم دام، داد شکرخواب میدهد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوبش اشاره میکند و میگوید که هرکه به چهره او نگاه میکند، احساساتی شدید و بیتابی در دلش ایجاد میشود. این حالت به اندازهای است که دلها در خون خود غوطهور میشوند. همچنین او از تأثیر زلف محبوب سخن میگوید که مانند یک آرایشگر، وجودش حالتی جذاب و دلنشین به دیگران میبخشد. در نهایت به احوال کسی اشاره میشود که در عشق آن محبوب بیقرار و مضطرب است، در حالی که چشمهای او شگفتی و شکوهی بیپایان دارند.
هوش مصنوعی: هر کسی که از زیبایی تو به شگفت میآید، به مانند آتش در خرمن و طغیانی در خانهی خود دچار میشود.
هوش مصنوعی: دلها در حالتی ناراحتی و اضطراب فرو رفتهاند، مانند آرایشگری که در حال زیبا کردن موهای توست و این زیبایی بر آنها تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: پرندهای که از شدت وحشت در چشمان دام بیقرار است، در حال خواب و آرامش، شکرگزار نعمتهایی که دارد، به نظر میرسد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شاه جهان و ثانی صاحبقران که چرخ
در دستش اختیار بهر باب می دهد
از شکل قبضه خنجر او اسب ابلقیست
این اسب را ز خون عدو آب می دهد
این زندهرود دیده ز بس آب میدهد
ناچار هرچه هست به سیلاب میدهد
لنگر فکن به میکده این یک دو روز عمر
دوران چو کشتی تو به غرقاب میدهد
دل دردمند عشق و شفاخانه لبت
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.