چه غم از کشمکش ماست جهان گذران را؟
خار مانع نشود قافله ریگ روان را
نکنند اهل دل از کجروی چرخ شکایت
کجی تیر بود باعث آرام نشان را
نغمه در زاهد پوسیده سرایت ننماید
این نسیمی است که از جای کند سرو جوان را
|
|
غیرفعال و فعال کردن دوبارهٔ حالت چسبانی نوار ابزار به بالای صفحات |
|
|
راهنمای نوار ابزار |
|
|
پیشخان کاربر |
|
|
اشعار و ابیات نشانشدهٔ کاربر |
|
|
اعلانهای کاربر |
|
|
ادامهٔ مطالعه (تاریخچه) |
|
|
خروج از حساب کاربری گنجور |
|
|
لغزش به پایین صفحه |
|
|
لغزش به بالای صفحه |
|
|
لغزش به بخش اطلاعات شعر |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن لغزش خودکار به خط مرتبط با محل فعلی خوانش |
|
|
فعال یا غیرفعال کردن شمارهگذاری خطوط |
|
|
کپی نشانی شعر جاری در گنجور |
|
|
کپی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
همرسانی متن شعر جاری در گنجور |
|
|
نشان کردن شعر جاری |
|
|
ویرایش شعر جاری |
|
|
ویرایش خلاصه یا برگردان نثر سادهٔ ابیات شعر جاری |
|
|
شعر یا بخش قبلی |
|
|
شعر یا بخش بعدی |
چه غم از کشمکش ماست جهان گذران را؟
خار مانع نشود قافله ریگ روان را
نکنند اهل دل از کجروی چرخ شکایت
کجی تیر بود باعث آرام نشان را
نغمه در زاهد پوسیده سرایت ننماید
این نسیمی است که از جای کند سرو جوان را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به بیان طبیعت گذرای جهان و عدم تأثیر کشمکشها بر آن پرداخته است. او نگران ناهماهنگیها نیست و معتقد است که اهل دل نباید از چرخ زندگی شکایت کنند. همچنین، شاعر بر این باور است که نغمههای دلنشین از زهد پوسیده نمیتراود و در عوض، جوانی و طراوت زندگی تنها با نسیمی تازه و زنده میشود. در نهایت، او تأکید میکند که موانع هم نمیتوانند جلوی حرکت و پویایی زندگی را بگیرند.
هوش مصنوعی: نگران نباشید که ما در زندگی با مشکلاتی دست و پنجه نرم میکنیم. مانند اینکه خارها نمیتوانند جلوی حرکت یک قافله بزرگ از دانههای ریگ را بگیرند، مشکلات نیز نمیتوانند مانع حرکت و پیشرفت ما در زندگی شوند.
هوش مصنوعی: افراد با ایمان و دلسرد نمیتوانند از ناپایداری زندگی شکایت کنند، زیرا انحراف چرخ زمان تنها به خاطر تیرگی و کجروی است که آرامش را به هم میزند.
هوش مصنوعی: صدای خوش زندگی و شادابی به دل شخصی که دچار روزمرگی و خشکاندیشی شده، نمیرسد. این صدا مانند نسیمی است که یک درخت جوان و سرسبز را از سرزمینش جدا میکند، و نشاندهنده این است که هنوز جوانی و طراوت در جایی دیگر وجود دارد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
مفروشید کمان و زره و تیغ ، زنان را
که سزا نیست سلحها به جز از تیغ زنان را
چه کند بنده صورت کمر عشق خدا را
چه کند عورت مسکین سپر و گرز و سنان را
چو میان نیست کمر را به کجا بندد آخر
[...]
چون تو جان منی ای جان چه کنم جان و جهان را
چو منم زنده به عشقت چه کشم منت جان را
چو رسد از تو جراحت بود آن منت و راحت
بدو صد لابه از آن رو طلبم زخم سنان را
چو حدیث تو نگویم صفت عشق نجویم
[...]
دوشم از صومعه افتاد گذر دیر مغان را
مست و بیهوش بدیدم همۀ پیر و جوان را
ناگهان این سخن از چنگ ز یک گوشه شنیدم
که همی خواند به آواز خوش این بیت عیان را
هر که او عشق به دل جای نداده است چه سودش
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.