ندیده چشم چنین آهوی ختا در خواب
که سر زند ز لبش حرف آشنا در خواب
غزال قدس به آن چشم نیمخواب که هست
به گرد چشم سیاهش رسد کجا در خواب
شبی گذشت ترا خوش که از پریشانی
نرفت یک مژه تا صبح چشم ما در خواب
ز بیم بوسه شکاران بوالهوس پیشه (است)
که حرف می زند آن چشم سرمه سا در خواب
سحر شکفته تر از گل ز خواب برخیزد
به دست طفل گذارند چون حنا در خواب
ز بخت سبز امیدم همین بود صائب
که لعل یار ببوسم به مدعا در خواب


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به زیباییهای یک معشوق میپردازد و آن را با تصاویری خیالانگیز توصیف می کند. معشوقش را به آهو و گل تشبیه میکند و از خواب دیدن او و حال خوشی که در خواب تجربه میکند، سخن میگوید. او همچنین به حسرت بوسهای از یار اشاره میکند که به خوابش آمده و امیدوار است این امید او را از بیخبری نجات دهد. حال و هوای شعر پر از عشق و زیبایی است و احساست شاعر را در مواجهه با معشوقش نمایان میسازد.
هوش مصنوعی: در خواب، هیچگاه آهویی همچون این را ندیدهام که به زیبایی و آشنا سخن بگوید.
هوش مصنوعی: غزالی که در قدس است، چشمهایی خوابآلود دارد و این چشمها به دور چشمان سیاهش مینگرد. اما در خواب، او به کجا میتواند برسد؟
هوش مصنوعی: شب خوبی برایت گذشت که حتی یک مژه هم از چشم ما در خواب به خاطر نگرانی باز نشد.
هوش مصنوعی: از ترس بوسهگیران هوسباز، آن چشم سرمهسا در خواب چیزهایی را میگوید.
هوش مصنوعی: صبح سرشار از زیبایی و تازگی است و مانند گلی که از خواب بیدار میشود، زندگی نو و شاداب آغاز میشود. در این اوج زیبایی، همه چیز به زیبایی و لطافت نرم و دلیری بچهگانهای همچون حنا در خواب میماند و به دقت و آرامش رفتار میکند.
هوش مصنوعی: از بخت خوبم این بود که در خواب آرزو کنم لبان یارم را ببویم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.