آمیخته است مستی ما با خمار ما
یکدست چون حناست خزان و بهار ما
افغان که نیست سوخته ای در بساط خاک
کز قید سنگ خاره برآرد شراب ما
جز دیده سفید درین تیره خاکدان
صبحی دگر نداشت شب انتظار ما
شد توتیا و آب ز چشمی روان نکرد
در سنگلاخ دهر دل شیشه بار ما
ز آزادگی چو سرو درین بوستانسرا
ایمن ز برگریز بود نوبهار ما
ما را ز بخت سبز چه حاصل، که از بهار
داغ است قسمت جگر لاله زار ما
مهد صدف سفینه طوفان رسیده ای است
از آبداری گهر شاهوار ما
از وحشت است طاقت ما بی قرارتر
با ابر همرکاب بود کوهسار ما
رنگی ز گوهر تو نداریم، گرچه هست
دلچسب تر ز گرد یتیمی غبار ما
کثرت حجاب دیده حق بین ما شده است
در گرد لشکرست نهان شهسوار ما
صائب ز قحط جوهریان در بساط خاک
شد آب سبز در گهر شاهوار ما



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی حال و هوای وجودی خود میپردازد، جایی که حالت مستی و خمار در هم آمیخته است. او به تضاد میان زیبایی بهار و تلخی خزان اشاره میکند و از دلتنگیهای خود برای صبحی تازه سخن میگوید. احساس عمیق فقدان و درد در زخمهای دل خود را بیان میکند، به طوری که زندگی را مانند یک طوفان و دشواری میبیند. در عین حال، او به ارزشهای درونی و غیرمادی میپردازد و بر اهمیت وجود گوهرهای درونی تأکید میکند. شاعر با بیان احساسات خود، از قحطی جوهرها در این دنیا سخن میگوید و به نوعی به امید و تلاش برای یافتن معنا در زندگی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: مستی و حالتی که داریم به شدت با احساس غم و اندوه ما در هم آمیخته است، به طوری که مانند رنگ حنایی هستند که در فصل خزان و بهار در هم ادغام شدهاند.
هوش مصنوعی: اگر فردی در خاک دفن شده باشد، نمیتواند شراب ما را از قید سنگ سخت و دشوار بیرون بیاورد. این به معنای آن است که در شرایط سخت و دشواری قرار گرفته و قادر به رهایی از آن نیست.
هوش مصنوعی: فقط چشمهای روشنی در این دنیای تاریک نداریم و صبح دیگری برای ما در انتظار نیست.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که وقتی فردی دچار مشکلات و سختیهای زندگی میشود، ممکن است از اشکها و دردهایی که دارد، در دلش احساس سنگینی و ناراحتی کند. در واقع، این پیغام به ما میگوید که هرچند ممکن است درد و رنج وجود داشته باشد، اما باید به یاد داشته باشیم که این مشکلات نمیتوانند روح و دل ما را کاملاً بشکنند و ما باید به مقاومت ادامه دهیم.
هوش مصنوعی: در باغی که آزادگی و اراده قوی وجود دارد، مانند سرو، در بهار از افتادن برگها در امان هستیم.
هوش مصنوعی: ما از بخت خوب خود چه بهرهای میبریم، وقتی که در این بهار گرم، دلمان مانند لالههای باغ، در آتش عشق میسوزد.
هوش مصنوعی: ما در دریاهایی که طوفان در آن وزیدن گرفته، همچون مروارید گرانبهایی در صدفی گرانقدر قرار داریم.
هوش مصنوعی: از ترس و نگرانی، ما بیشتر از قبل بیتابیم، در حالتی که کوهها هم با ابرها همنوا و همراستا هستند.
هوش مصنوعی: هرچند ما به رنگ و زیبایی واقعی تو دسترسی نداریم، اما غبار و رنج یتیمیامان هم جذابتر از هر چیز دیگری است.
هوش مصنوعی: وجود مانعهای زیاد در ما باعث شده که نتوانیم حقیقت را ببینیم. مانند اینکه در میان جمعیت، قهرمان ما پنهان شده است.
هوش مصنوعی: در سختی و کمبود، گوهری ارزشمند و نادر به وجود آمده که مانند آب سبز در درون یک مروارید گرانبهاست.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
بیدوست پایدار نباشد نشست ما
اما چه چاره چاره نیاید زدست ما
بنشست نقش دوست و برخاست ماسوا
در بزم غیر هم بتو باشد نشست ما
دل خون شده است و ریخته در ساغرم چو می
[...]
لبریز تا ز باده نگردید جام ما
در نامه عمل ننوشتند نام ما
ما خود خراب و مست شرابیم و محتسب
نبود خبر ز مستی شرب مدام ما
دارم هوای آنکه ز بامش پرم ولیک
[...]
سر زد ز چرخ، باز هلال محرما
پر شد جهان، ز ولوله و شور ماتما
هر گوشه، گشت باز لوای عزا بپا
شد سینه ها پر انده و، دل ها پر از غما
شد شورشی چو روز قیامت، بپا به دهر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply thumb_up ۰ thumb_down ۰ flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.