روی تو سوخته است دل لاله زار را
در غنچه کرده است حصاری بهار را
برده است جستجوی تو آرامش از جهان
از کبک پای کم نبود کوهسار را
ظلم است شستن آیه رحمت به آب تیغ
متراش زینهار خط مشکبار را
شب زنده دار باش که خورشید می دهد
در دیده جای، شبنم شب زنده دار را
روزی طلب به تیغ زبان کن که نیش برق
گوهر فشان کند رگ ابر بهار را
از قرب اهل حال شود چوب خشک سبز
منصور می کند شجر طور دار را
غیرت به سوز عاریتی تن نمی دهد
جوهر برآورد ز دل آتش چنار را
دور از گهر غبار یتیمی نمی شود
نتوان ز یاد برد من خاکسار را
دشنام تلخ صائب ازان لب مرا بس است
حاجت به نقل نیست می خوشگوار را



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از عشق و longing سخن میگوید و حال و هوای دل را در توصیف تصویرهایی طبیعی و زیبا بیان میکند. او به سراغ نمادهایی چون گل و شبنم میرود تا نشان دهد که جستجوی معشوق چقدر در زندگیاش اهمیت دارد و بدون او حیات بیمعناست. همچنین، به نامیدیها و تلخیهایی که در زندگیاش وجود دارد، اشاره میکند و به سرنوشت محتوم خود و حساسیتش به عشق و زیباییها میپردازد. در نهایت، با تأکید بر اینکه دلی آتشین و غمگین دارد، از بیمہریها و دشنامهای دیگران سخن میگوید و به راستی وجود دل سوخته و یاد معشوق را از یاد نمیبرد.
هوش مصنوعی: دل لاله زار از عشق تو آتش گرفته و بهار برای حفاظت از زیبایی آن به شکل غنچه درآمده است.
هوش مصنوعی: جستجوی تو، آرامش من را از دنیا گرفته و مانند کبکی که به دنبال جایی میگردد، نتوانستهام به کوهسار برسم.
هوش مصنوعی: آشکار است که نمیتوان آیهای که خود نشان رحمت است را با چاقو و خشونت زدود یا از بین برد. این عمل بیرحمی و نادرستی است که به چنین خط زیبایی و گرانبهایی آسیب برسانیم.
هوش مصنوعی: در شب بیدار بمان که خورشید در روز، جایی بر چشم شبنم شب زندهداران خواهد گذاشت.
هوش مصنوعی: روزی از طریق سخن خود با تأثیرگذار، به شکلی که کلامش مانند نیشی برخوردار از جواهرات درخشان باشد، میتواند به وقوع بارشهای بهاری و شگفتیهای طبیعت منجر شود.
هوش مصنوعی: همانطور که یک چوب خشک از نزدیکی و ارتباط با حالتهای معنوی و روحانی به سبزی و حیات میرسد، به همین ترتیب ممکن است افرادی که در وضعیت خوشایند و روحانی قرار دارند، بتوانند چیزهای خشکی مانند چوب را به زندگی و رشد تبدیل کنند.
هوش مصنوعی: غیرت نمیتواند به چیزی که از دیگری است وام بگیرد و در آن ذوب شود. اصل و جوهر احساسات واقعی از دل برمیخیزد، مثل آتشی که از چوب درخت چنار زبانه میکشد.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوانم دور از زیبایی و ارزشهای معنوی زندگی کنم. احساس یتیمی و نادانی همیشه همراه من خواهد بود و نمیتوانم آن را فراموش کنم. من فردی خاکی و ناچیز هستم.
هوش مصنوعی: دشنام تلخ صائب کافی است، نیازی به تعریف و توضیح نیست؛ من به شیرینی این فرد خوشگوار راضیام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
نوروز مهمان شده امشب بهار را
بیدار کن ز خواب به مضراب تار را
دی داد آفتاب سراغ از لب مسیح
در ناخن تو مرهم جان فگار را
بی ناله تو گر همه گیسوی دلبرست
[...]
دیوانه کرد سبزه خطت بهار را
در خاک و خون کشید رخت لاله زار را
هر موی دلفریب تو شیرازه دلی است
متراش زینهار خط مشکبار را
مگذر ز حسن ترک که در گوشمال دل
[...]
نوروز گشت و هر رگ ابری بهار را
دست نوازشیست بسر روزگار را
از بسکه داده باد صبا برگ گل بآب
هر موج گشته شاخ گلی جویبار را
تا جای واکنند کنون بهر گل زدن
[...]
از چاره عاجزم مژه اشکبار را
ساکن چه سان کنم؟ رگ ابر بهار را
نتوان ستردن از دل خون گشته داغ عشق
ناخن عبث مزن، جگر لاله زار را
دایم شمرده از دل روشن ضمیر خوبش
[...]
مانندگربهای که خورد بچگان خویش
خوردند دایگان بچهٔ شیرخوار را
عاشق به لذت لب نانی فروخته
هفتاد سال لذت بوس وکنار را
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.