حرف آن لب در میان افکندهای
شور محشر در جهان افکندهای
در لباس چشم آهو بارها
خویش را در کاروان افکندهای
غنچه خوش حرف را با صدزبان
مهر حیرت بر زبان افکندهای
شورش عشق و جنون را چون نمک
در خمیر خاکیان افکندهای
از خرام همچو آب زندگی
لرزه بر آب روان افکندهای
چهره گل را به شبنم شستهای
آب در صحرای جان افکندهای
شور محشر را نمکچش کردهای
در دهان دلبران افکندهای
چون رطب شیرینلبان عهد را
چاکها در استخوان افکندهای
در لباس چشم آهو بارها
سایه بر صحراییان افکندهای
خم شده است از بار منت پشت خاک
گوهر از بس رایگان افکندهای
ای بسا گوهر که از شرم کرم
در کنار ما نهان افکندهای
عاشقان را از خیال خود به نقد
در بهشت جاودان افکندهای
عالمی را دشمن ما کردهای
دوستی بر دیگران افکندهای
بوسه بر دستت، که تیر غمزه را
بیتأمل بر نشان افکندهای
صائب از افکار مولانای روم
طرفه شوری در جهان افکندهای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف تاثیر عشق و زیبایی میپردازد که به تمامی جهان افکنده شده است. او از لطافت چهرهها و نازکی لبها سخن میگوید و این احساسات را با شور و نشاط توصیف کرده است. تمامی عناصر طبیعی و انسانی در این شعر تحت تأثیر عشق قرار دارند و شاعر به قدرت افسونگری آن اشاره میکند. در نهایت، شاعر با تأکید بر روایات و افکار عرفانی، عظمت عشق را در دنیای خود نمایان میسازد و از موقعیت خود به عنوان یک شاعر متاثر از مولانا یاد میکند.
هوش مصنوعی: کلام آن لب، مانند طوفانی در دنیا پخش شده و غوغایی بزرگ به پا کرده است.
هوش مصنوعی: در نقاب چشمان زیبا و معصوم مانند آهو، بارها خود را در میان جمعیت گم کردهای.
هوش مصنوعی: غنچهای که سخنان شیرینی دارد، تو با همه عشق و محبت آن را در دلها نشاندی و حیرت را به زبانها آوردی.
هوش مصنوعی: شور و هیجان عشق و جنون را مانند نمک که در خمیر مردم معمولی مخلوط میشود، به آنها افزودهای.
هوش مصنوعی: حضور دلنشین تو همچون جریانی زنده و لطیف است که به زندگی و حرکت آب شور و زلال جلوه خاصی بخشیده است.
هوش مصنوعی: چهره گل را به شبنم شستهای و آب را در دشت جان ریختهای.
هوش مصنوعی: تو با خوراکی دلچسبی که در دهان دلبران ریختهای، شور و هیجانی را که به اوج خود رسیده است، طعمدار کردهای.
هوش مصنوعی: چون میوههای شیرین و آبدار عهد و قول را در دلها گذاشتهای و با این کار، آثارش را در جان و استخوانها حک کردهای.
هوش مصنوعی: در چشمانت مانند آهویی، بارها سایهات را بر مردمان بیابان انداختهای.
هوش مصنوعی: به خاطر لطف و عنایتهای زیادت، خود را خسته و خمیده حس میکنم. مانند خاکی که به خاطر فراوانی جواهراتش، بیارزش شده است.
هوش مصنوعی: بسیاری از جواهرها به خاطر شرم و حیای کرم، در کنار ما پنهان شدهاند.
هوش مصنوعی: عاشقان را با افکار و آرزوهایشان به عیش و خوشی در بهشت جاودان بردهای.
هوش مصنوعی: به خاطر دوستی که با دیگران برقرار کردهای، یکی از عالمها را به عنوان دشمن خود کردهای.
هوش مصنوعی: بوسهای که بر دستت میزنم، به خاطر این است که تو بیتوجهی خنجر نگاه تند را به دل نشانی دادهای.
هوش مصنوعی: صائب، تو با افکار مولانا در دلها و ذهنها شور و شوقی به وجود آوردهای که تاثیرش در دنیا محسوس است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بوی زلفت در جهان افکندهای
خویشتن را بر کران افکندهای
از نسیم زلف مشکافشان خویش
غلغلی اندر جهان افکندهای
وز کمال نور روی خویشتن
[...]
بوی مشکی در جهان افکندهای
مشک را در لامکان افکندهای
صد هزاران غلغله زین بوی مشک
در زمین و آسمان افکندهای
از شعاع نور و نار خویشتن
[...]
شور عشقی در جهان افکندهای
مستیی در انس و جان افکندهای
کردهای پنهان محیط بیکران
قطرهای زان در میان افکندهای
جلوه داده حسن را زان جلوه باز
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.