ای گل ز شوخ چشمی اغیار غافلی
از سادگی ز زخم خس و خار غافلی
ای گل ز دامن تر اغیار غافلی
آیینه ای، ز آفت زنگار غافلی
در خواب ناز نرگس خود را ندیده ای
از ترکتاز فتنه بیدار غافلی
آیینه خمار شکن پیش دست توست
از اضطراب تشنه دیدار غافلی
هر موی بر تن تو شود آه حسرتی
آگاه اگر شوی که چه مقدار غافلی
افکنده ای بساط اقامت به زیر چرخ
در تنگنای بیضه ز گلزار غافلی
دولت طلب ز سایه بال هما کنی
از خواب امن سایه دیوار غافلی
چون رشته دست پیش گهر می کنی دراز
از گنج خویش در ته دیوار غافلی
چسبیده ای چو نی به شکرخواب عافیت
از جستجوی دولت بیدار غافلی
زان چون جرس همیشه دلت می تپد که تو
در کاروان ز قافله سالار غافلی
واقف نه ای ز رفتن عمر سبک عنان
چون کاروان ریگ ز رفتار غافلی
داری گمان که با تو به دل گشته است راست
صائب ز مکر عالم غدار غافلی



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل با زبانی معنادار به گل یا معشوق خود مینگرد و او را به خاطر غفلت از دنیای اطراف و خطرات آن مورد سرزنش قرار میدهد. او به گل یادآوری میکند که در میان زیباییها و ناز کردنها، باید از زخمها و خس و خارها آگاه باشد. شاعر به گل میگوید که نباید در خواب غفلت بماند و از تنگناهای زندگی غافل شود. احساس سرخوشی و ناامیدی در دل او نیست، بلکه آگاهی و بیداری نسبت به گذر عمر و واقعیتهای تلخ زندگی را میطلبد. در پایان، شاعر هشدار میدهد که او در دام مکر و فریبهای عالم بوده و نمیداند که زمان چقدر به سرعت میگذرد.
هوش مصنوعی: ای گل، چشم و نظر تو به بازیگری و ناز افرادی است که فریبکارند و از سادگیات غافل هستی، در حالی که زخمها و مشکلاتی مانند خس و خار به سادگی تو آسیب میزنند و تو در این مورد بیخبر هستی.
هوش مصنوعی: ای گل، تو در آغوش دیگران غافل هستی، مانند آینهای که از زنگار آفت غافل است.
هوش مصنوعی: در خواب عمیق و شیرین خود غرق شدهای و از تهاجم مشکلات و فتنهها بیخبر هستی.
هوش مصنوعی: آیینهای که شکسته است، در دست تو است و از شدت اضطراب و تشنگی برای دیدار، غافلی.
هوش مصنوعی: هر موی بر بدنت نماد حسرتی است که به آن واقف هستی، اگر متوجه شوی که چقدر از حقیقت بیخبر هستی.
هوش مصنوعی: تو برای خود زندگی را در زیر آسمان گستردهای و در حالی که در تنگی و محدودیت قرار داری، از زیباییهای اطراف غافل هستی.
هوش مصنوعی: اگر خواهان موفقیت و نعمت هستی، باید از آرامش و امنیتی که در سایه دیوار غفلت وجود دارد بیرون بیایی.
هوش مصنوعی: وقتی که برای به دست آوردن ثروت و زیبایی تلاش میکنی، ممکن است از گنجهای واقعی و ارزشمند خود غافل باشی.
هوش مصنوعی: تو چنان به وضعیت راحتی خود چسبیدهای که از تلاش برای رسیدن به موفقیت و خوشبختی غافلی.
هوش مصنوعی: از آنجایی که تو از رئیس کاروان بیخبر هستی، همیشه قلبت مثل زنگ میتپد و نگران هستی.
هوش مصنوعی: از گذر عمر و ناپایداری آن آگاه نیستی، همچون کاروانی که در بیاهمیتی و بیخیالی، با شتاب میگذرد.
هوش مصنوعی: تو فکر میکنی که دل من کاملاً به تو وابسته است، در حالی که از نیرنگهای دنیا و فریبهای آن غافلی.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.