از زهر چشم، چشم من زار بسته ای
راه عیادت از چه به بیمار بسته ای؟
راه هزار قافله دل می زند به مکر
از شرم پرده ای که به رخسار بسته ای
قانع به یک نظاره خشکیم ما ز دور
بر روی ما چرا در گلزار بسته ای؟
نه حرف می زنی، نه نگه می کنی، نه ناز
بر من در امید به یکبار بسته ای
شبنم ز گلشن تو نظر آب چون دهد؟
کز شرم، چشم رخنه دیوار بسته ای
چون قیمت تو در گره روزگار نیست
از روی لطف راه خریدار بسته ای
صائب ز یار از ته دل نیست شکوه ات
این نغمه را به زور بر این تار بسته ای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان عشق و اشتیاق نسبت به معشوق میپردازد و از درد فراق و سردی رفتار او شکایت میکند. او به بیتوجهی معشوق اشاره میکند، زیرا نه حرفی میزند و نه به او نگاه میکند، در حالی که او امید دارد که جلب توجه کند. شاعر همچنین به زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دل و جان خود اشاره میکند و از احساساتی همچون شرم و انتظار در مقابل رفتار معشوق صحبت میکند. در پایان، او به این نتیجه میرسد که عشقش را نمیتواند با هیچ چیز دیگری در دنیا مقایسه کند و به نغمهای که بر تار دلش بسته شده، اشاره میکند.
هوش مصنوعی: چشمان من که به خاطر زهر نگاه تو اشکآلود است، چرا به عیادت من که بیمار هستم نیامدهای؟
هوش مصنوعی: راهی که دلهای بسیاری به آن میروند، به خاطر ناز و فریبایی که در چهرهات نهفته است، به مکر و فریب دعوت میکند.
هوش مصنوعی: ما تنها به یک نگاه از دور راضی شدهایم. چرا در این باغ، روی ما را پنهان کردهای؟
هوش مصنوعی: تو نه صحبت میکنی، نه به من نگاه میکنی، و نه با ناز و عشوهای منتظری که یک بار محبت کنی.
هوش مصنوعی: چگونه شبنم میتواند از گلستان تو به آب نظر کند؟ زیرا از شرم، چشمانش در جایی بسته مانده است.
هوش مصنوعی: به این معناست که به علت ارزش بالای تو در شرایط دشوار زندگی، به نوعی لطف کردهای و اجازه ندادهای که دیگران به راحتی به تو دسترسی پیدا کنند.
هوش مصنوعی: دلتنگی و نالهات از یار به دل نشسته نیست، بلکه این نغمهای که میخوانی را به زحمت بر این ساز به وجود آوردهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای آن که دل به دولت بیدار بسته ای
در راه برق، سد خس و خار بسته ای
ای بی خبر که تقویت نفس می کنی
غافل مشو که گرگ به پروار بسته ای
در پیش هر که غیر خدا بسته ای کمر
[...]
تا عهد دوستی تو به اغیار بستهای
شمشیر کین به قتل من زار بستهای
عالم همه ز جور تو زنار بستهاند
یا رب تو از جفای که زنار بستهای
زاغ و زغن به باغ تو ای باغبان و در
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.