گرفته است مرا در میان تماشایی
که در خیال نیاورده هیچ بینایی
بر آستان تو دل از شکسته پایان است
اگر چه می کشدم دیده هر نفس جایی
همین نه بهر سلیمان کشیده اند بساط
که هست در دل هر مور مجلس آرایی
چسان ز کار تو غافل شوند بینایان؟
که هست جنبش هر موی کارفرمایی
نمانده است ز اقبال عشق در دل من
به غیر ترک تمنا دگر تمنایی
کجاست جذبه توفیق دست ما گیرد؟
که می کشیم ز دنبال کاروان پایی
خمش چو آب گهر می رویم تا دریا
نچیده ایم به خود همچو سیل غوغایی
سپهر سبزه خوابیده ای است در قدمش
که دیده است به این رتبه سرو بالایی؟
به من ز جوش طرب همچو آب روشن شد
که هست در دل پر خون من دلارایی
مرا که پاره دل ماهپاره گردیده است
نیایدم به نظر هیچ ماه سیمایی
گران به سنگ ملامت شده است این مجنون
فغان که نیست درین شهر طفل بینایی
به جان رسیدم ازین شهر بند پروحشت
جنون کجاست که خود را کشم به صحرایی
به آفتاب جهانتاب کی رسد صائب؟
اگر چه در سر هر ذره هست سودایی


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از احساسات عمیق عاشقانه و دردهای درونی خود سخن میگوید. او در تماشای زیبایی معشوقش غرق شده و آن را با هیچ بینایی نمیتواند تصور کند. دلش از شکست عشقی پر است و با این حال، هنوز هم دلباخته و مشتاق است. او به تب و تاب عشق خود اشاره میکند و حسرت میخورد که چگونه دل و جانش در اختیار جذبه و توفیق معشوق نیست. شاعر همچنین از جنون و آشفتگی ناشی از عشق میگوید و به عدم فهم و درک دیگران از احوال خود اشاره میکند. در نهایت، او yearning برای رسیدن به معشوقش را ابراز میکند و عدم توانایی در دیدن چهرههای زیبا را ناشی از غم و اندوه درونش میداند.
هوش مصنوعی: من در میان زیباییای اسیر شدهام که هیچ دیداری از آن در تخیلاتم نداشتم.
هوش مصنوعی: دل من در پای درگاه تو شکسته و پاره است، اما هر لحظه که نفس میکشم، چشمانم به تو خیره است.
هوش مصنوعی: زندگی و زیباییها تنها مخصوص افراد بزرگ و مشهور نیست، بلکه حتی کوچکترین موجودات نیز میتوانند دنیای خود را به شکل شگفتانگیزی تزیین کنند و از زیباییهای خود لذت ببرند. هر کسی در دنیای خود میتواند جشن و سروری داشته باشد، حتی اگر به اندازه سلیمان بزرگ نباشد.
هوش مصنوعی: چگونه ممکن است بینایان از کار تو غافل شوند؟ زیرا حرکت هر مویی نشانهای از تدبیر و مدیریت توست.
هوش مصنوعی: در دل من دیگر هیچ بهرهای از خوششانسی عشق باقی نمانده، جز حسرت و آرزوی بینتیجه.
هوش مصنوعی: کجا است آن نیکی و خوش شانسی که به ما کمک کند؟ چرا که ما در تلاش هستیم تا به دنباله کاروان بیفتیم.
هوش مصنوعی: من همچون آب زلالی هستم که تا زمانی که به دریا نرسیدهام، در خودم غوغا و آشوبی را پنهان کردهام.
هوش مصنوعی: آسمان سبزی در زیر پای او خوابیده است، زیرا او به مقام والایی همچون سرو دست یافته است.
هوش مصنوعی: از شادی و شوقی که در دل دارم، مانند آب زلالی روشن و شفاف شدهام؛ چرا که زیبایی و دلربایی در دل پرخون من وجود دارد.
هوش مصنوعی: من که دلدرد دارم و توجهام فقط به آن ماه زیباییام معطوف است، هیچگونه توجهی به دیگران که شبیه ماه هستند ندارم.
هوش مصنوعی: این مجنون، که تحت فشار و سرزنش زیادی قرار گرفته، به شدت ناراحت است و فریاد میزند که در این شهر کسی نیست که او را درک کند و به او کمک کند. احساس تنهایی و غم او به قدری عمیق است که هیچ کس نمیتواند به او برای حل مشکلاتش کمک کند.
هوش مصنوعی: از این شهر و باندهای ترس و آشفتگی به شدت رنج میبرم، جایی را میخواهم که بتوانم خود را به آزادی ببرم و از این حال و روز رها شوم.
هوش مصنوعی: صائب، به این فکر میکند که آیا ممکن است به روشنایی و شکوه خورشید بزرگ برسد؟ هرچند در دل هر ذرهای از این عالم، آرزویی و امیدی نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گرفتمت که رسیدی بدانچه میطلبی
گرفتمت که شدی آنچنان که میبایی
نه هر چه یافت کمال از پیش بود نقصان
نه هر چه داد، ستد باز چرخ مینایی؟!
بزلف مشکی، جانا، بچهره دیبایی
چو تو نباشد، دانم، کسی بزیبایی
مرا تو گویی: در هجر من شکیبا شو
کرا بود ز چنین صورتی شکیبایی ؟
زبان ببندی و هر ساعت از حدیث مرا
[...]
بر من آمد دوش آن در چشم بینائی
ز بهر جستن تدبیر رای فردائی
هرآنچه داشت به دل راز پیش من بگشاد
بلی چنین سزد از یکدلی و یکتائی
چه گفت گفت بخواهم شدن ز تو یکچند
[...]
کریم بار خدایا به ما توبه شائی
غریب نیست اگر بر همه ببخشائی
اسیر و عاجز و بیچاره و گنهکاریم
نهاده گوش به امر تو تا چه فرمائی
به درگه تو چه خیزد ز ما و طاعت ما
[...]
بزرگوارا در انتظار بخشش تو
نمانده است مرا طاقت شکیبائی
سه چیز رسم بود شاعران طامع را
نخست مدح و دوم قطعه تقاضائی
اگر بداد سوم شکرا اگر نداد هجا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.