در تمام عمر اگر یک روز عاشق بوده ای
از حساب زندگی روز شمار آسوده ای
چون می گلرنگ خون عاشقان غماز نیست
از غبار خط چرا این خاک بر لب سوده ای؟
از پشیمانی مشو غافل که روز بازخواست
برگ عیش توست هر دستی که بر هم سوده ای
بی قراران نیستند آسوده در زیر زمین
از گرانجانیتو بر روی زمین آسوده ای
بحر رحمت از تو هر ساعت به رنگی می شود
بس که دامن را به الوان گناه آلوده ای
تا ز خود بیرون نمی آیی سفر ناکرده ای
گر به مژگان سنگلاخ دهر را پیموده ای
ترک هستی کن که خاکت می فشارد در دهن
این می ناصاف را صدبار اگر پالوده ای
رو اگر در کعبه آری سجده بت می کنی
تا ز زنگار خودی آیینه را نزدوده ای
گرچه داری در میان خرمن افلاک جای
از غلوی حرص چون موران کمر نگشوده ای
پیش پای سیل افتاده است صحرای وجود
تو ز غفلت در خطرگاهی چنین آسوده ای
عشق را در پرده ناموس پنهان می کنی
چهره خورشید را صائب به گل اندوده ای



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بررسی وضعیت عاشق و عشق میپردازد و تأکید میکند که اگر کسی یک روز هم عاشق بوده باشد، باید از زندگی خود راضی باشد. او به پشیمانی و غفلت اشاره میکند و میگوید که روزی برای هر عملی باید پاسخگو باشد. همچنین، به زشتیهای زندگی و گناهان افراد میپردازد و هشدار میدهد که انسان باید از خود غافل نشود و از دنیا و خواستههای نفسانی فاصله بگیرد. شاعر در نهایت به خطرات غفلت در زندگی اشاره میکند و عشق را در پنهانکاری میبیند.
هوش مصنوعی: اگر در تمام زندگیات فقط یک روز عشق را تجربه کرده باشی، میتوانی با خیال راحت بگویی که زندگیات ارزشمند بوده است.
هوش مصنوعی: عشق و شیدایی عاشقان به قدری عمیق و دلنشین است که همچون گل رنگین میدرخشد و نشاندهندهٔ حال آنهاست. با این حال، خاک و غبار ناشی از مشکلات و غمها نباید بر روی این زیبایی تاثیر بگذارد. پس چرا بر لبانت از غبار غم نشانهای دیده میشود؟
هوش مصنوعی: از پشیمانی غافل نشو، زیرا روزی خواهد رسید که از تو پرسیده میشود در مورد لذتهایی که تجربه کردهای و کارهایی که انجام دادهای.
هوش مصنوعی: بیقراری و ناآرامی آدمها باعث میشود که آنها در زیر خاک راحت نباشند، در حالی که تو بر روی زمین در آرامش به سر میبری.
هوش مصنوعی: رحمت تو هر لحظه به شکلی جدید ظهور میکند، چرا که تو دامن خود را با گناهان مختلف آلوده کردهای.
هوش مصنوعی: اگر از خودت بیرون نیایی و به شناختی عمیق نرسی، سفر نکردهای؛ حتی اگر با چشمانت به سختیهای زمانه نگاهی کرده باشید.
هوش مصنوعی: خود را از دنیای مادی جدا کن، زیرا وجودت تحت فشار قرار میگیرد. حتی اگر بارها هم خود را پاک کنی، هنوز هم این زندگی ناپایدار بر تو تأثیر میگذارد.
هوش مصنوعی: اگر در کعبه هم سجده کنی، در حقیقت به بت پرستی مشغول هستی؛ زیرا تا وقتی که از زنگارهای خودت پاک نشدی، نمیتوانی به درستی به خداوند نزدیک شوی.
هوش مصنوعی: هرچند که در اوج آسمانها و در میان ستارگان قرار داری، اما به خاطر حرص و آز خود مانند مورچهای که از بار سنگین کمرش را خم کرده، نتوانستهای به خود راست بایستی.
هوش مصنوعی: وجود تو در معرض خطر است و در این شرایط بیاحتیاطی، به آسانی میتواند بر ویرانهای که پیش روی توست بیفتد.
هوش مصنوعی: عشق را در حجاب و حرمت پنهان میکنی و چهرهی خورشید را مانند گل، پوشاندهای.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای مهی کاندر نکویی از صفت افزودهای
تا بسی درهای دولت بر فلک بگشودهای
ای بسا کوه احد کز راه دل برکندهای
ای بسا وصف احد کاندر نظر بنمودهای
جانها زنبوروار از عشق تو پران شده
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.