ای دل گشاد کار خود از آن و این مجو
این قفل را کلید ز هر آستین مجو
روی دل از خسیس نهادان طلب مکن
از خار و خس ملایمت یاسمین مجو
حال دل گرفته به هر بی بصر مگوی
از دوزخی کلید بهشت برین مجو
زنبور کافرند سراسر ستارگان
زنهار ازین سیاه دلان انگبین مجو
خواهی که بر تو آتش سوزان شود بهشت
امداد چون خلیل ز روح الامین مجو
بشناس استخوان و طباشیر را ز هم
از صبح اولین، نفس راستین مجو
در هر کس آنچه هست همان را ازو طلب
لنگر ز آسمان، حرکت از زمین مجو
آرامش دل تو برون است از آب و گل
در دامن آنچه گم شود از آستین مجو
شایستگی کلید بود قفل بسته را
از سنگ، آب بی جگر آتشین مجو
نتوان به بال عاریه بیرون شدن ز خویش
در وادی طلب مدد از آن و این مجو
گم کرده تو از تو برون نیست، زینهار
گاهی ز آسمان و گهی از زمین مجو
از دست رعشه دار پریشان شود رقم
از دل رمیدگان سخن دلنشین مجو
از دیده می دهند خبر پاک دیدگان
خار گمان ز نرگس عین الیقین مجو
هرگز ز قفل، قفل گشایش ندیده است
صائب گشایش از دل اندوهگین مجو



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به اوضاع دل و جستجوی آرامش اشاره میکند. او تأکید میکند که نباید از جای دیگر کلید گشایش را جست و جو کرد و باید در دل خود به دنبال آرامش بود. در عین حال، او هشداری میدهد که دنیا پر از موانع و سختیهاست و آسایش واقعی درون انسان است. با اشاره به اینکه هر کس باید طبق شایستگیهای خود اقدام کند، شاعر میخواهد بگوید که نباید از چیزهای بیارزش به دنبال خوشبختی بود. همچنین، او به تواناییهای درون اشاره میکند و بر این نکته تأکید دارد که گمگشتگی در خود فرد و در بیرون یافتنی نیست.
هوش مصنوعی: ای دل، در جستجوی راهحل مشکلاتت نباش. این قفل که بر در دلت بسته شده، هیچ کلیدی از دست دیگران نمیتواند باز کند.
هوش مصنوعی: از دل تنگ و حسود انتظار خوبی نداشته باش، زیرا از گل و گیاه خوشبو و لطیف نمیتوان در کنار خار و علفهای بیارزش چیزی پیدا کرد.
هوش مصنوعی: دل گرفتهات را به هر بیخبر نگو که در دوزخ هستی و کلید بهشت را به دنبالش نگرد.
هوش مصنوعی: زنبورهای کافر در میان تمام ستارهها وجود دارند. از این دلهای سیاه، دوری کن و عسل نخواه.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی بهشتی که مانند آتش سوزان است، به دورت بیفکند و تو را یاری کند، مانند ابراهیم خلیل باید از روحالامین (فرشته وحی) کمک نگیری.
هوش مصنوعی: از صبح نخستین، تفاوت بین استخوان و طباشیر را بشناس و به دنبال نفس حقیقی و واقعی نباش.
هوش مصنوعی: در هر شخص ویژگیها و قابلیتهای خاصی وجود دارد، بنابراین باید از او همان چیزی را بخواهیم که در او نهفته است. به عبارتی دیگر، نباید انتظار داشته باشیم که از مکانهای زمینی حرکت کنیم و به چیزهای بزرگتر و آسمانیتر دست پیدا کنیم.
هوش مصنوعی: دل آرام تو در خارج از جسم و ویژگیهای مادی قرار دارد. آنچه را که از دست رفته، در جایی دیگر جستجو نکن.
هوش مصنوعی: لیاقت و شایستگی، ابزاری است که میتواند درهای بسته را باز کند، حتی اگر آن درها از سنگ باشند. بنابراین، به دنبال چیزی بیاهمیت و بیارزش نگرد که به راحتی به آتش بیفتد و از بین برود.
هوش مصنوعی: نمیتوان به طور آزاد و بدون وابستگی از خود خارج شد، پس در مسیر جستجوی کمک، به این و آن نگاه نکن.
هوش مصنوعی: در این دنیا به دنبال چیزهایی نباش که از خودت دور است، زیرا آنچه را که به دنبالش هستی، در وجود خودت پیدا میکنی. بنابراین، از آسمان و زمین به دنبال آن نباش.
هوش مصنوعی: اگر کسی دچار ترس و لرزش باشد، نمیتواند به خوبی فکر کند و حرفی دلنشین از او نمیشنوی، پس از دل کسانی که فراری هستند، انتظار سخن زیبا و دلنشین نداشته باش.
هوش مصنوعی: از چشمهایت خبرهایی از دلهای پاک کاروان عشق میرسد، اما به نرگس که نشانه یقین است، گمان نکن که همیشه حقیقت را نشان میدهد.
هوش مصنوعی: هیچگاه قفل درِ بسته، با قفلهایی که در آن وجود دارد، گشوده نمیشود. برای گشایش و رهایی، نباید به دلهای غمگین و اندوهناک تکیه کرد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
از صبح روزگار گشاد جبین مجو
روی شکفته از دل اندوهگین مجو
چشم ثبات مهر ندیدم بر آسمان
جنسی که بر فلک نبود از زمین مجو
قاصد پیام یار ز ما آورد به ما
[...]
در مجلس شراب رخ شرمگین مجو
از جویبار شعله گل کاغذین مجو
مجنون به پای ناقه لیلی نهاد روی
رنگ ادب ز لاله صحرانشین مجو
از آفتاب، صلح به روز سیاه کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.