از نگاه گرم گردد آفتابی روی او
وز فروغ چهره آتش دیده گردد موی او
همچو بوی گل که صد تو می شود از برگ خویش
بیشتر ظاهر شود از پرده نور روی او
در گریبان صبا مشتی عرق گردیده است
نکهت پیراهن یوسف ز شرم بوی او
با هزاران دست نتواند عنان دل گرفت
سرو در وقت خرام قامت دلجوی او
از گداز شرم با آن خیرگی گردد هلال
بگذرد گر آفتاب شوخ چشم از کوی او
چون صف مژگان دو عالم را کند زیر و زبر
تیغ را سازد علم چون غمزه جادوی او
می رود دایم سراسر در خیابان بهشت
هر که را زخم نمایانی است از بازوی او
میزند چون گل دو عالم موج آغوش امید
تا کجا شمشیر خواباند خم ابروی او
نیست در دامان گل شبنم، که تا روی تو دید
از خجالت آب شد آیینه بر زانوی او
چون تواند دیده صائب به گرد او رسید؟
خاک زد در دیده اختر رم آهوی او



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به وصف زیبایی و جذابیت معشوقهاش پرداخته است. او از نگاه گرم و چهره نورانی او میگوید که مانند آفتاب میدرخشد و اثرات خوشبویی گلی را دارد که از برگهایش متصاعد میشود. معشوقه مانند سروی دلربا میرقصد و دلها را به تسخیر درمیآورد. همچنین از حسرت و اینکه چگونه دلها را تسخیر میکند مینویسد، و در نهایت به سختی رسیدن به او اشاره میکند که باعث غمزگی و عذاب دل است. شاعر با حسرت به زیباییهای او نظاره میکند و شیفتگیاش را نسبت به این جذابیت آشکار میسازد.
هوش مصنوعی: نگاه او به قدری گرم و پرنور است که مانند آفتاب میتابد و از درخشندگی چهرهاش، موهایش به مانند آتش میدرخشد.
هوش مصنوعی: شبیه بوی گلی که از برگهای خود بیشتر نمایان میشود، نور چهره او نیز از پس پرده بیشتر آشکار میگردد.
هوش مصنوعی: در آغوش نسیم، کمی عطر جمع شده است که بوی پیراهن یوسف را از شرم او به مشام میرساند.
هوش مصنوعی: هیچکس با هزاران تلاش نمیتواند بر دل خود تسلط یابد، همزمان که سرو در هنگام راه رفتن، قامت دلپذیر خود را به نمایش میگذارد.
هوش مصنوعی: به خاطر شرم و خجالت، هلال ماه به زحمت میچرخد، حتی اگر آفتاب پرخنده از کنار او بگذرد.
هوش مصنوعی: زمانی که مژگان زیبا و دلربا زیر و رو شود، تمام جهان را تحت تأثیر قرار میدهد و همچون چاقویی تیز، قدرت و تسلطی ایجاد میکند که میتواند هر چیزی را تسخیر کند. غمزه و ناز او جادوگری خاصی دارد که همه چیز را تحت تأثیر قرار میدهد.
هوش مصنوعی: هر کسی که زخم و مشکلاتی دارد، پیوسته در حال گشت و گذار در خیابانهای بهشت است.
هوش مصنوعی: این بیت به این معناست که عشق و امید به مانند گلی است که در میان دو جهان میدرخشد و با زیبایی و ظرافت خود، انسانها را به شگفتی وادار میکند. از طرفی، خم ابروی محبوب به قدری زیبا و جذاب است که میتواند همه چیز را تحت تاثیر قرار دهد، حتی لحظات خواب و آرامش را. به تعبیر دیگر، زیبایی و جذابیت محبوب باعث میشود که امید و انتظار در دلها زنده بماند.
هوش مصنوعی: در دامن گل شبنم وجود ندارد، زیرا وقتی که گل روی تو را دید، از شرم آب شد و این موضوع باعث شد که گل به زانو بیفتد.
هوش مصنوعی: چگونه میتوان چشم صائب را به دور او دوخت؟ ستاره در چشم او غبارش را پاشید.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم عالم روشن است از آفتاب روی او
هر چه می گویند مردم هست گفت و گوی او
جان چه باشد تا که باشد قیمت جانان من
هر دو عالم قیمت یک تاره ای از موی او
از عرب آمد ولی ملک عجم نیکو گرفت
[...]
روزم از بیم رقیبان نیست ره در کوی او
شب روم، لیکن چه حاصل چون ببینم روی او؟
او بقتلم شاد و من غمگین، که گاه کشتتم
ناگه آزادی نبیند ساعد و بازوی او
دارد آن ابرو کمان پیوسته بر ابرو گره
[...]
حرف در مجلس نگویم جز به هم زانوی او
تا به چشمی سوی او بینم به چشمی سوی او
میشود صد نکتهام خاطر نشان تا میشود
نیم جنبشها تمام از گوشهٔ ابروی او
زان شکارافکن همینم بس که مخصوص منست
[...]
تا به خون ریزیم اشارت ها نمود ابروی او
میل خون ریزی خود فهمیدم از هر موی او
چون خرامد در دلم جان، هم چو آب زندگی
سر نهد در پای سرو قامت دلجوی او
تا خیال قامتش بیرون نیامد از دلم
[...]
از نگاه گرم گردد آفتابی روی او
وز فروغ چهره آتش دیده گردد موی او
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.