شور عشق از دل دیوانه نیاید بیرون
سیل ازین گوشه ویرانه نیاید بیرون
دردنوشان خرابات مغان ستارند
که سخن از لب پیمانه نیاید بیرون
خاکساران و سرانجام شکایت، هیهات
این زمینی است کز او دانه نیاید بیرون
آنقدر خون ز لب لعل تو در دل دارم
که به صد گریه مستانه نیاید بیرون
چشم حق بین ز صنم جلوه حق می بیند
عارف از گوشه بتخانه نیاید بیرون
دل آزرده به پیغام تسلی نشود
از جگر تیر به افسانه نیاید بیرون
هر که داند که خبرها همه در بی خبری است
هرگز از گوشه میخانه نیاید بیرون
عالم از حسن خداداد نگارستانی است
زین چمن سبزه بیگانه نیاید بیرون
برنگردد ز غریبی به وطن کامروا
از وطن هر که غریبانه نیاید بیرون
گرچه از جذبه حق پای برآید از گل
لیک بی همت مردانه نیاید بیرون
زنگ بیرون ندهند از دل خود، سوختگان
سبزه از تربت پروانه نیاید بیرون
هر که مکروه نخواهد که ببیند صائب
به ازان نیست که از خانه نیاید بیرون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عشق و دیوانگی میپردازد. او میگوید که شور و شوق عشق نمیتواند به راحتی از دل دیوانگان بیرون بیاید و درد ناشی از عشق به وفور وجود دارد. در این میان، اشاره به بیخبری و غم عارفان و عاشقان میشود که از حقیقت زندگی در حجاب هستند و به میخانه و بتخانه به عنوان نمادی از دیوانگی و عشق پناه میبرند. شاعر تأکید میکند که کسانی که در جستجوی حقیقت هستند، نمیتوانند از این فضای غم و درد خارج شوند و در نهایت چهرههای زیبا و رازهای عشق در دنیای مادی نمیتوانند به راحتی نمایان شوند.
هوش مصنوعی: شور و شوق عشق از دل کسی که دیوانه شده، نمیتواند به سادگی آشکار شود، مانند اینکه سیاهی یا نابودی از یک گوشه خالی به بیرون نخواهد آمد.
هوش مصنوعی: در میخانه، آنهایی که دچار درد و رنج هستند، رازها و حقایق را با ستارههای مغان به اشتراک میگذارند، زیرا نمیتوانند سخن حقیقت را از لب پیمانه بر زبان بیاورند.
هوش مصنوعی: خاکیها و مردم ساده در نهایت از زندگی خود ناراضی هستند، افسوس که این زمین نمیتواند چیزهایی از خود به بار بیاورد.
هوش مصنوعی: من به حدی از عشق و احساسات به تو رسیدهام که حتی با تمام گریهها و زاریهایم نیز نتوانم این درد را از دل بیرون بریزم.
هوش مصنوعی: چشم حقیقتنگر از زیبایی الهی متوجه میشود و عارف هرگز از گوشه بتکده خارج نمیشود.
هوش مصنوعی: دل شکسته با حرفهای دلداری ناراحت نمیشود و درد عمیق درونش به سادگی فراموش نمیشود.
هوش مصنوعی: هر کسی که بداند که واقعیتها در درک نادرست و بیخبری نهفته است، هرگز از گوشهی میخانه خارج نمیشود.
هوش مصنوعی: جهان به خاطر زیبایی های الهی به مانند یک باغ دلپذیر و سرسبز است که در آن سبزه و گل های بیگانه نمی توانند جایی داشته باشند.
هوش مصنوعی: کسی که از دیاری دور و غریب به وطن خود برمیگردد، بدون اینکه از وطن خود راضی و خوشحال باشد، به نوعی که با دلی شاد و کامیابی بازنگردد، در واقع هیچگاه نباید از وطن خود جدا شود.
هوش مصنوعی: هرچند که انسان به خاطر کشش الهی ممکن است از بندگی و موانع بیرون بیاید، اما بدون تلاش و ارادهی قوی، به سختی میتواند به آن مرحله برسد.
هوش مصنوعی: کسانی که دل سوخته و رنج دیده دارند، نمیتوانند احساسات و غمهای خود را از دلشان بیرون بریزند. مانند سبزههایی که از خاک پروانهها روییدهاند، این غمها نیز همیشه در دلشان باقی میماند.
هوش مصنوعی: هر کسی که نمیخواهد چیزهای ناپسند را ببیند، بهتر است که از خانه خارج نشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.