خار غم از دل عشاق کم آید بیرون
چون ازین شعه ستان خار غم آید بیرون؟
جوهر از تیغ برد سینه گرمی که مراست
ماهی از قلزم ما بی درم آید بیرون
صدق در سینه هر کس که چراغ افروزد
از دهانش نفس صبحدم آید بیرون
بر سیه بختی ارباب سخن می گرید
ناله ای کز دل چاک قلم آید بیرون
زنده شد عالمی از خنده جان پرور او
که گمان داشت وجود از عدم آید بیرون؟
روی اگر در حرم کعبه کند غمزه او
صید با تیغ و کفن از حرم آید بیرون
سینه چاک، ره قافله غم بوده است
دل ما خوش که ازین رخنه غم آید بیرون
در کنعان نگشایند به رویش اخوان
یوسف از مصر اگر بی درم آید بیرون
حرص دایم چو سگ هرزه مرس در سفرست
صبر شیری است که از بیشه کم آید بیرون
باددستان گره از کیسه کان نگشایند
زر چو گل از کف اهل کرم آید بیرون
صائب آن شوخ به خوبی شود انگشت نما
چون مه نو اگر از خانه کم آید بیرون



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان معضلات و مشکلات عشق و غم پرداخته است. او میگوید که غم از دل عاشقان به سهولت خارج نمیشود و این غم مانند خاری در دل باقی میماند. با این حال، او به نکات مثبتی نیز اشاره میکند، مانند اینکه صداقت و روشنفکری میتواند امید و تحولی در دلهای غمگین ایجاد کند. در توصیف شخصیتها، به یوسف و حالش در کنعان و همچنین به صدای ناله صاحبان سخن اشاره میشود. شاعر در نهایت به زیبایی و روشنیهایی اشاره میکند که از دل تاریکیها به بیرون میآید و میتواند جانهای خسته را زنده کند.
هوش مصنوعی: غم و درد در دل عاشقان به راحتی از بین نمیرود؛ وقتی که از این عشق و محبت دست بکشند، تنها در آن زمان است که غم کمکم از دل آنها خارج میشود.
هوش مصنوعی: توان و اثر تیغ به خاطر گرمی و محبت من است، مانند اینکه ماهی بدون پول از دریا خارج میشود.
هوش مصنوعی: اگر کسی در دلش راستگویی و صداقت داشته باشد، از سخنانش بوی روشنی و طراوت صبح به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: بر بدبختی و بیچارگی کسی که اهل شعر و ادب است، اشک میریزد و نالهای به زبانی برمیآید که از دل شکستهاش نشأت میگیرد.
هوش مصنوعی: عالمی به خاطر خندهای که جان را شاداب میکند، جان تازهای پیدا کرد؛ کسی که فکر میکرد وجود از عدم به وجود نمیآید.
هوش مصنوعی: اگر او در کعبه با نگاهی خاص و نافذ دلها را اسیر کند، دلباختگان به مانند طعمهای با تیغ و کفن از آنجا خارج میشوند.
هوش مصنوعی: دل ما که همیشه غمگین و شکسته بوده، با تمام دردهایی که داشته، اکنون خوشحال است که میتواند از این شکاف و کمبود، اندکی آرامش و شادی پیدا کند.
هوش مصنوعی: اگر یوسف از مصر بیدلیل وارد کنعان شود، برادران او به رویش نمیخندند و او را نخواهند پذیرفت.
هوش مصنوعی: همیشه به آنچه که نداریم تجمل نکنیم و دلسرد نشویم. صبر و شکیبایی مانند شیر است که در لحظههای سخت، از جنگل بیرون میآید و قدرت خود را نشان میدهد، در حالی که حرص و طمع مثل سگی بیسرپرست دائماً در حال جستجو و آوارهگی است.
هوش مصنوعی: بادها و دستها نمیتوانند گرهای که در کیسه است را باز کنند، زیرا طلا مانند گلی است که از دستان بخشندگان بیرون میآید.
هوش مصنوعی: آن جوان خوشمشرب و زیبا، وقتی از منزل بیرون میآید، مثل هلال ماه درخشان و قابل توجه میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چه کنم کز دل من آن صنم آید بیرون
با دل از سلسله خم به خم آید بیرون
آخر، ای آه درون مانده، دمی بیرون رو
مگر از دل قدری دود غم آید بیرون
مژه تست چو پیکان کج اندر جگرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.