گر تو ای سرو روان خواهی هم آغوشم شدن
از مروت نیست اول رهزن هوشم شدن
برگ عیش من نخواهد جز کف افسوس بود
گر به این شرم و حیا خواهی هم آغوشم شدن
روی گرم عشق خونم را به جوش آورده است
کی تواند سرد مهری مانع جوشم شدن؟
اینقدر استادگی ای سنگدل در کار نیست
می تواند جلوه ای غارتگر هوشم شدن
صبح بیداری شود گفتم مرا موی سفید
من چه دانستم که خواهد پنبه گوشم شدن
آن فرامشکار هم می کرد صائب یاد من
گر میسر می شد از خاطر فراموشم شدن



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر احساسات عاشقانه و دردی عمیق را بیان میکند. او به محبوب خود میگوید که اگر میخواهد با او همآغوش شود، باید شجاعت و مهربانی را از خود نشان دهد و اول از خود او بگذرد. در ادامه، او به جلوههای عاشقانه و چالشهای جدایی فکر میکند و از عدم توجه محبوبش گله میکند. در انتها، شاعر یادآور میشود که حتی فراموشکاران نیز در یاد او میمانند و تلاش میکند تا در عمق این احساسات غرق شود.
هوش مصنوعی: اگر، ای سرو زیبای من، میخواهی با من پیوند برقرار کنی، این کار از روی جوانمردی نیست، چرا که ابتدا باید مرا فریب دهی و خود را به من نزدیک کنی.
هوش مصنوعی: اگر میخواهی که با من صمیمی شوی، تنها حسرت و اندوه نصیبم خواهد شد، چرا که من جز این زندگی نمیخواهم.
هوش مصنوعی: عشق به شدت در وجودم شعلهور شده و احساس شور و شوقی در من ایجاد کرده است. آیا کسی میتواند مانع این احساسات قوی من شود؟
هوش مصنوعی: صبور بودن تو، ای دل سنگی، در کار چندان تحسینبرانگیز نیست، زیرا کسی که دلش به غارتگری مشغول است، میتواند به راحتی خود را نشان دهد.
هوش مصنوعی: صبح که بیدار شدم، به خودم گفتم موی سفید من چه فرقی دارد، نمیدانستم که روزی خواهد رسید که گوشم همچون پنبه خواهد شد و شنواییام را از دست میدهم.
هوش مصنوعی: او که فراموشی را میشناخت، اگر ممکن بود، خاطرهام را از یادش نمیبرد و به یادم میآورد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.