دل به حرف پوچ تا کی شاد خواهی ساختن؟
مصحف خود چند کاغذ باد خواهی ساختن؟
می کند موج حوادث رخنه چون جوهر در او
گر حصار خانه از فولاد خواهی ساختن
خاکمالت می دهد چرخ مقوس همچو تیر
شهپر خود گر ز برق و باد خواهی ساختن
بال پرواز مرا اول به یکدیگر شکن
گر مرا از دام خود آزاد خواهی ساختن
بر لب بام آفتابت از غبار خط رسید
کی دل ویران من آباد خواهی ساختن؟
خنده ای بر روی من کن در زمان زندگی
این که بعد از مرگ روحم شاد خواهی ساختن
پرده ای از عفو بر روی گناه من بپوش
روز محشر گر مرا ایجاد خواهی ساختن
گر مرا سازی خراب از جلوه مستانه ای
کعبه ای ای سنگدل آباد خواهی ساختن
دست از تعمیر تن بردار صائب، تا به کی
بر سر ریگ روان بنیاد خواهی ساختن؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به انتقاد از زندگی و رنجهای آن میپردازد و به بیفایده بودن تلاش برای شاد کردن دل با حرفهای پوچ اشاره میکند. او از حوادث زندگی که مانند جوهر در وجود انسان رخنه میکند سخن میگوید و بر ناتوانی انسان در ایجاد آبادانی در دل و روح تأکید میکند. او همچنین به ناتوانی در رهایی از دامهای زندگی و ناممکن بودن ساختن آیندهای روشن حتی با تلاش برای خوشبختی پس از مرگ اشاره میکند. علاوه بر این، شاعر به غفلت از گناهان و دلتنگی برای جوانی و زندگی بیدغدغه میپردازد و در نهایت بر این تأکید دارد که دستیابی به خوشبختی در دنیا و آخرت دشوار است.
چقدر میخواهی با حرفها و وعدههای بیمحتوا خودت را خوشحال کنی؟ تا کی از ورقهای کتاب وجود خود بادبادک درست میکنی؟ و وقت با ارزش خود را تلف میکنی
اگر خانهات را از فولاد بسازی، باز هم نمیتوانی از تأثیرات حوادث مصون بمانی. دشواریها و تغییرات مانند مایع رنگی در آن نفوذ میکند و در دل و جان تو جای میگیرد
اگر بخواهی شهپری از برق و باد برای خود بسازی آسمان منحنی تو را بر زمین برمیگرداند چنانکه تیر پرتابی هر چقدر اوج بگیرد بالاخره بر زمین مینشیند حافظ: به بال و پَر مرو از ره که تیرِ پرتابی/ هوا گرفت زمانی، ولی به خاک نشست
اگر میخواهی مرا از بند خود آزاد کنی، اول بالهای پرواز من را در هم تو من تا نتوانم پرواز کنم#.پر و بال ما شکستند و در قفس گشودند/ چه رها ، چه بسته مرغی ، که پرش شکسته باشد
آفتاب زیبایی تو با ظاهر شدن غبار خط بر لب بام رسیده [ چهرهٔ زیبایت مو در آورده و از زیبایی اش کاسته میشود] پس چه زمانی به من توجه میکنی و دل خراب شده مرا شاد خواهی کرد
هوش مصنوعی: من را در دوران حیات با لبخندی شاد کن تا اینکه پس از مرگ، روح من را خوشحال کنی.
هوش مصنوعی: روز محشر اگر قرار باشد مرا بیافرینی، لطفاً گناه من را با پرده ای از بخشش بپوشان.
هوش مصنوعی: اگر به خاطر زیباییهای دلربای تو مرا ویران کنی، ای سنگدل، تو میتوانی کعبهای را بسازی.
ای صائب ! دست از تن پروری بردار تا کی میخواهی بر روی ریگ روان خانه بسازی [ جسم و تن در حال فرسایش به ریگ روان تشبیه شده ]
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.