چین ز جبین در مقام جنگ گشایم
همچو فلاخن بغل به سنگ گشایم
دوست کنم خصم را به چرب زبانی
جوی شکر از رگ شرنگ گشایم
روی نتابم ز حرف سخت حریفان
سینه چو آیینه پیش سنگ گشایم
خار مغیلان کشید از آبله ام دست
این گره از ناخن پلنگ گشایم
ماهی ریگ روان وادی فقرم
کی دهن حرص چون نهنگ گشایم
من که دلم صائب از نشاط گرفته است
کی ز قدحهای لاله رنگ گشایم؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به مهارتهای خود در جنگ و جدال اشاره میکند و از تواناییاش در گفتوگو و نیرنگزنی میگوید. او با صداقت در برابر حریفان ایستاده و سینهاش را همچون آیینهای شفاف نشان میدهد. همچنین از چالشهای زندگی و دردهایی که داشتن دست و پا در آنها سخت است، سخن میگوید و در نهایت از احساسی شاداب و نشاطآور که در دلش وجود دارد، یاد میکند. شاعر به نوعی به مبارزه برای بقا در دنیای سخت اشاره دارد و در عین حال بر شادابی روح خود تأکید میورزد.
هوش مصنوعی: من در میدان نبرد با چهرهام به چین و چروکهایم اشاره میکنم، مانند این که سنگ را از بغل خود به پرتاب میزنم.
هوش مصنوعی: میخواهم با نرمی و زبان شیرین، دشمنان را به دوستی بکشانم و از دل تیره و تلخ آنها، ش sweetness به در آورم.
هوش مصنوعی: من از سخنان تند رقیبانم دلسرد نمیشوم و همچون آینه، سینهام را در برابر سختیها و چالشها باز میکنم.
هوش مصنوعی: خار مغیلان به دلیل درد ناشی از زخم، به دستم چنگ انداخته است و این گرهای که در ناخن پلنگ به وجود آمده را باز میکنم.
هوش مصنوعی: من در دنیای فقر مانند ماهی در زیر این ریگهای روان احساس میکنم، اما نمیخواهم به مانند نهنگی که دهانش را بهخاطر حرص باز میکند، دچار طمع شوم.
هوش مصنوعی: من که دل شاداب و سرزندهای دارم، دیگر چه زمانی میتوانم از جامهای سرخ رنگ نوشیدنی بینصیب بمانم؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.