ازان گشاده جبین جام پر شراب گرفتم
عجب هلال تمامی ز آفتاب گرفتم
به خواب دامن آن زلف بی حجاب گرفتم
عنان دولت بیدار را به خواب گرفتم
به چشم بندی شرم و حجاب عشق چه سازم؟
گرفتم این که ز رخسار او نقاب گرفتم
نشد ز دولت بیدار رزق اهل سعادت
تمتعی که ازان چشم نیمخواب گرفتم
به من چگونه رسد پیچ و تاب موی در آتش؟
که من ز موی میان مشق پیچ و تاب گرفتم
ز گریه عاقبت کار گل فتاد به چشمم
ز گل گلاب کشیدم، گل از گلاب گرفتم
به نبض چشمه حیوان رسید دست امیدم
اگر ز صدق طلب دامن سراب گرفتم
نشد چو تیر خطا، آفرین نصیب غزالم
زنافه گرچه زمین را به مشک ناب گرفتم
به روی من در امید هر که بست ز مردم
من از گشایش توفیق فتح باب گرفتم
گزیدن لب افسوس بود نقل شرابم
ز دست هر که درین انجمن شراب گرفتم
به نارسایی من رهرو این بساط ندارد
فتاد پیش زمن، هر که را به خواب گرفتم
هزار غوطه زدم چون صدف به بحر خجالت
به یک دو قطره که من صائب از سحاب گرفتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از تجارب و احوالات عاشقانه خود سخن میگوید. او از لحظات مستی و شوق با یاد محبوب و زیباییهای زلف و رخسار او سخن میگوید و از حسرت و آتش عشق و زیباییهای ناچیزش در زندگی مینالد. شاعر به تلخی و ناکامی در پایداری عشق اشاره میکند و از غافلگیریهای عاشقانهاش میگوید، به طوری که با وجود تلاشها، هیچ بهرهای از دولت عشق نمیبرد. او در نهایت به سراغ غم و خجالت میرود و بیان میکند که چگونه بارها در دریای احساساتش غوطهور شده است.
هوش مصنوعی: از آن فرد با ابروان باز، یک جام پر از شراب نوشیدم. جالب اینجاست که تمام زیباییهایی که از خورشید میبینم، در آن هلالی که در چهرهاش دارد، پیدا است.
هوش مصنوعی: در خواب، رشته زلفی که پوشیده نیست را در دست گرفتم و با این کار، کنترل نعمت و برکت را در حال خواب به بدست آوردم.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم با مسأله خجالت و پوشش عشق کنار بیایم؟ من قرار است این را بپذیرم که خودم از چهره او پرده برداشتهام.
هوش مصنوعی: از نعمتهای زندگی، روزی کسانی که به دنبال خوشبختی هستند، به اندازهای که من از آن در خواب و بیداری احساس کردم، نصیبم نشد.
هوش مصنوعی: چطور میتوانم به زیبایی و جذابیت موی در آتش دست پیدا کنم، در حالی که من تنها از موی خود در حین نوشتن و تمرین تزئیناتی را میسازم؟
هوش مصنوعی: در نهایت، از اشک و اندوهی که داشتم، گل که به چشمم افتاد، بوی خوشش را استشمام کردم و از همان گل، عطر گلاب گرفتم.
هوش مصنوعی: اگر به چشمهای که حیوانات به آن میرسند، امیدم را بزنم، ممکن است اگر از روی صداقت و کوشش طلب کنم، به دامن سرابی برسم.
هوش مصنوعی: ای کاش به هدف میزدم و موفق میشدم، اما من همچنان به زیبایی غزلهایم افتخار میکنم، حتی اگر زمین را با عطر خوش مشک پر کرده باشم.
هوش مصنوعی: به کسانی که به من امید بستهاند و در انتظار کمک من هستند، از لطف تو، درهای موفقیت برایم گشوده شده است.
هوش مصنوعی: انتخاب کردن لب ستمگرانه است، چون نوشیدنی من را از دست هر کسی که در این جمع شراب نوشید، گرفتند.
هوش مصنوعی: هر کسی که به خوابش میبرم، نمیتواند به این ناکامی من بیاعتنا باشد و به درماندگی من اهمیتی ندهد.
هوش مصنوعی: من به اندازهی صدف در دریا غوطهور شدم، ولی فقط به خاطر یک یا دو قطره آب، که من از باران دریافت کردم، شرمندهام.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.