ما زهر را به جبهه بگشاده چون کشیم؟
خمیازه را به چاشنی باده چون کشیم؟
از کوه قاف بال پریزاد عاجزست
بار جهان به خاطر آزاده چون کشیم؟
در فکر آسمان و زمینیم روز و شب
با این غبار ودود، نفس ساده چون کشیم؟
ما خون ز دست یار به صد ناز خورده ایم
از دست دیگران قدح باده چون کشیم؟
دریا و موج تشنه آمیزش همند
از عشق دامن دل آزاده چون کشیم؟
طوفان به بادبان ننهفته است هیچ کس
بر روی شید، پرده سجاده چون کشیم؟
ما ره به خط بی قلم یار برده ایم
منت ز حرفهای قلم زاده چون کشیم؟
فرمان قتل نیست چو پروانه مراد
ما ناز نوخطان ز رخ ساده چون کشیم؟
صائب بهشت جای خس و خار خشک نیست
زهاد را به انجمن باده چون کشیم؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حال و هوای عاشقانه و راز و رمزهای زندگی میپردازد. او از نوشیدن باده و لذتهای آن سخن میگوید و به تضاد میان آزادی و اسارت اشاره میکند. با تاکید بر عشق و ارتباط با معشوق، به عشقی که میتواند جانفرسا باشد و در عین حال روحنواز، اشاره میکند. شاعر نهایتاً با زهد و فاصلهگذاری میان بادهنوشی و زندگی زاهدان، به تعالی و خوشیهای واقعی میپردازد و دنیای مطلوبش را از عالم خاکی جدا میسازد.
هوش مصنوعی: ما چگونه میتوانیم زهر را به آرامی و با دلخوشی تحمل کنیم؟ چگونه میتوانیم خمیازه و خوابآلودگی را در کنار شیرینی و لذت شراب بپذیریم؟
هوش مصنوعی: از کوه قاف، پرندهای که به آزادی پرواز میکند، نمیتواند بار سنگین دنیا را بر دوش بکشد. پس چگونه میتوانیم این بار را به دوش بکشیم؟
هوش مصنوعی: ما در طول روز و شب به تفکراتی درباره آسمان و زمین مشغولیم، در حالی که با تمام این دود و غبار در فضا، آیا میتوانیم به سادگی نفس بکشیم؟
هوش مصنوعی: ما از طرف دوست با همه زیباییها و ظرافتها دمی آزار دیدهایم، حالا چگونه میتوانیم از دست دیگران شراب سرو کنیم؟
هوش مصنوعی: دریا و موج به خاطر عشق به هم نزدیک میشوند، پس دل آزاد را به کجا میکشاند؟
هوش مصنوعی: هیچ کس نمیتواند در دل طوفان آرامش پیدا کند، وقتی که پردههای زندگی را کنار میزنیم و حقیقت را به وضوح میبینیم.
هوش مصنوعی: ما راهی را که یار بیقلم مشخص کرده طی کردهایم، حال چه توقعی میتوانیم از حرفهای کسانی که قلم به دست دارند داشته باشیم؟
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی بیان میکند که تصمیم به قتل (یا خشونت) اعلام نشده، زیرا مانند پروانهای که به آتش کشیده میشود، وجود ما به زیبایی و لطافت وابسته است. ما انتظار داریم که ناز و زیبایی جوانان با چهرههای ساده و زیبا، ما را جذب کند و ما را به سوی خود بکشاند. در نهایت، این بیان احساس درونی شاعر است که به عشق و جاذبه زیبایی اشاره میکند.
هوش مصنوعی: بهشت جای گیاهان خشک و بیفایده نیست. وقتی ما به دور هم جمع میشویم و باده مینوشیم، آیا جایگاه زاهدان باید به این شکل باشد؟
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ساغر ز دست مردم آزاده چون کشیم
لبریز گشته ایم ز خون، باده چون کشیم
ما روی گرم را، دل و جان وقف کرده ایم
این تحفه پیش ابروی نکشاده چون کشیم
دل را نداده اند و عنانش به دست اوست
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.