در محفلی که تیغ زبان بر کشیده ایم
در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم
گر حنظل سپهر به ساغر فشرده اند
ابرو ترش نساخته بر سر کشیده ایم
در پرده دل است شب و روز عیش ما
دایم چو غنچه سر به ته پر کشیده ایم
شاخ شکوفه ایم، سبیل است سیم ما
چون نوبهار رشته ز گوهر کشیده ایم
از داغ لاله نامه ما دل سیه ترست
چون لاله بس که باده احمر کشیده ایم
هرگز ز پیش چشم چو مژگان نمی رود
خاری که در ره تو ز پا بر کشیده ایم
از نقش بوریای قناعت، که سبز باد!
صائب همیشه صفحه مسطر کشیده ایم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان تضادها و تناقضات درونی خود پرداخته و به زیبایی و غم عشق میپردازد. او از زبان تیغ و دردناک عشق سخن میگوید و میگوید که در دل هیجانات و عیشهای مختلف، همچون غنچهای پر از راز و امید، زندگی میکند. همچنین، شاعر به نقش قناعت و تلاش برای بهبود وضعیت زندگی اشاره میکند و میافزاید که سیاهی دلش از داغ عشق است. نهایتاً، او به بیان این میپردازد که برغم همه دردها، زیبایی و اشتیاق به معشوق از چشمش نمیرود.
هوش مصنوعی: در جمعی که با کلمات بر یکدیگر خنجر میزنیم، به آرامی و زیرزیرکی به حریفان خود ضربه میزنیم.
هوش مصنوعی: اگر چه آسمان تلخیها را در جام حیات ریخته، اما ما با ابروهای درهمکشیده و چهرهای عبوس، این تلخیها را به دوش کشیدهایم.
هوش مصنوعی: در دل ما همیشه حال خوشی وجود دارد، مانند غنچهای که به طور مداوم به سمت نور میل میکند و زندگی ما پر از شادابی است.
هوش مصنوعی: ما مانند شاخهای از درخت با شکوفههای زیبا هستیم و سبیلمان همچون نقره میدرخشد. بهاری نو را تجربه کرده و زنجیری از گوهر و زیبایی را در دل خود داریم.
هوش مصنوعی: از ناراحتی و غم نامهام، دل سیاهتری دارم، چون به اندازه لاله، بادهٔ قرمز نوشیدهام.
هوش مصنوعی: هیچ وقت خاری که در مسیر تو از پا برمیدارم، از جلوی چشمانم نمیرود مانند مژهها.
هوش مصنوعی: از ویژگیهای قناعت و ساده زیستی صحبت میکند که همیشه در زندگیمان آن را تمرین کردهایم و باعث شده است که زندگیامان را به شکل منظم و زیبا جلو ببریم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
تا دامن از بساط جهان در کشیده ایم
رخت خرد به کوی قلندر کشیده ایم
ای ساقی، از قرابه فرو ریز می که ما
خونابه ها ز شیشه اخضر کشیده ایم
در حقه سفید و سیه بر بساط خاک
[...]
ما هر کجا که تیغ زبان برکشیده ایم
در گوش تیغ حلقه جوهر کشیده ایم
گردیده است گریه گره در گلوی شمع
در محفلی که رشته ز گوهر کشیده ایم
افسردگی علاج ندارد، و گرنه ما
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.