برآن می داردم همت که از افغان دهن بندم
ز سنگ سرمه سدی پیش یأجوج سخن بندم
گرفتم نیست در پیراهن من چاک رسوایی
ز مشت خون خود چون گرگ تهمت را دهن بندم
ز جوی شیر روشن ساخت راه قصر شیرین را
کمر چون تیشه می خواهم به خون کوهکن بندم
به نامم خاتم شه در غریبی خانه می سازد
چرا دل چون عقیق از ساده لوحی بر یمن بندم
ز چشم زخم کثرت دور با خود خلوتی دارم
که در بر روی ماه مصر و بوی پیرهن بندم
به این افسره طبعان صحبت من در نمی گیرد
اگر چون شمع آتش بر زبان خویشتن بندم
نه آسان است مروارید را یاقوت گرداندن
چه خونها می خورم تا رنگ بر روی سخن بندم
از بس ترسیده چشم صائب از قرب گرانجانان
نسیم مصر اگر آید در بیت الحزن بندم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان آرزوها و مضائقاتی میپردازد که در زندگیاش با آنها مواجه است. او میخواهد که به واسطهٔ همت و ارادهاش بر مشکلات و تهمتهای ناشایست غلبه کند و به دنبال یافتن آرامش است. شاعر از تضادهایی سخن میگوید که در دلش وجود دارد؛ از خویشتنداری و تلاش برای رازداری در برابر ناملایمات گرفته تا اشتیاق به بیان زیباییهای کلامش، با این حال احساس میکند که اجتماع او را نمیفهمد. او با سمبلهایی چون "شمع" و "مروارید" نشان میدهد که چگونه به خاطر حفظ ارزشهایش باید زحمت بکشد و فدای اعتبارش شود. در نهایت، شاعر از ترس و اضطرابی که از ناحیهٔ دیگران بر جانش نشسته است، سخن میگوید و به دوری از درد و اندوه در خلوت خود میاندیشد.
هوش مصنوعی: من عزمی جزم داشتم که از صدای افغانها جلوگیری کنم و با استفاده از سنگ و سرمه، سدی درست کنم تا مانع صحبتهای یأجوج شوم.
هوش مصنوعی: در پیراهن من هیچ نشانهای از رسوایی نیست و مانند گرگی که با مشت خون خود دهان اتهام را میبندد، به دنبال پاکدامنی و دوری از تهمتها هستم.
هوش مصنوعی: از جوی شیر، مسیر قصر شیرین روشن و مشخص شد. من هم مثل تیشهای که به کوه میزنند، میخواهم با خون خودم، این مسیر را مشخص کنم.
هوش مصنوعی: به نام من، شاه بزرگ در دوران غربت، خانهای بنا میکند. چرا دل من که مانند سنگ عقیق نرم و ساده است، به سادگی به یمن وابسته میشود؟
هوش مصنوعی: از نگرانی و حسادت دیگران دور نگهدار خود را و در تنهاییام به یاد چهرهی زیبا و عطر دلانگیز پیراهن معشوقهام فکر میکنم.
هوش مصنوعی: من نمیتوانم صحبتهای دلنشین و لطیف خود را با این افراد بیاحساس به اشتراک بگذارم، زیرا اگر مانند شمع، زبانم را خاموش کنم و به خودم آتش نزنم، نمیتوانند به عمق کلماتم پی ببرند.
هوش مصنوعی: تبدیل مروارید به یاقوت کار سادهای نیست و برای رسیدن به این هدف، زحمات زیادی میکشم و خون دلها میخورم تا بر زیبایی کلامم بیفزایم.
هوش مصنوعی: چشم صائب به خاطر ترس خیلی بیشتر از آنچه که باید، احساساتی شده و اگر نسیم خوشی از مصر به سویش بیاید، احساس غم و اندوهش را در جایی محکم میکند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.