می شود پرشور هروادی که مجنونش منم
وقت ملکی خوش که در صحرا وهامونش منم
از دم تیغ است پشت تیغ بی آزارتر
هرکه می گرداند از من روی ممنونش منم
می شود چون غنچه کار دل به خون خوردن تمام
نیست هرکس تشنه خون تشنه خونش منم
هرکه کرد ادراک من دریافت راز چرخ را
آسمان سر بسته مکتوبی است مضمونش منم
زاهل همت کم شود خمخانه گردون تهی
گر فلاطون رفت از عالم فلاطونش منم
عشق خوش دارد مرا بهر فریب دیگران
پیش پای ساده لوحی نعل وارونش منم
چارباغ عالم از طبع روانم تازه است
دجله و نیل و فرات ورود جیحونش منم
نیستم شرمنده حرفی چه جای بوسه ای
گرچه عمری شد اسیر لعل میگونش منم
می خورم دانسته بازی از فریب وعده اش
ورنه از پی بردگان نعل وارونش منم
ناله من می رسد صائب به آن عشرت سر
گربه ظاهر دور از بزم همایونش منم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل، با شور و هیجان از عشق و جنون سخن میگوید و خود را به عنوان عاشق و دیوانهای که دلبسته یک معشوق است، معرفی میکند. او بیان میکند که روح او از لطافت و طراوت عشق پر شده و هرچند در دنیای فریب و نیرنگ قرار دارد، اما به زیباییها دل داده است. شاعر به نقش خود در این دنیای توهمآور اشاره میکند و خودش را درگیر بازیهای عشق و وعدههای آن میبیند، در حالیکه به عمق درد و لذت در این ارتباط واقف است. در تمام این یادآوریها، او با نگاهی عمیقتر به راز عشق و زندگی، محوریت خود را در تعامل با جهان و عشق مطرح میکند.
هوش مصنوعی: هر کسی در زمان خوشی و شادابی، شور و شوق زیادی دارد و من هم مانند مجنون در این لحظات، احساساتی عمیق و سرشار از شوری را تجربه میکنم.
هوش مصنوعی: هرکس که به من روی خوش نشان دهد، از پس تیغ هم بی خطرتر است. من خودم را به خاطر او سپاسگزار میدانم.
هوش مصنوعی: دل مانند غنچهای است که در حال باز شدن است، اما نمیتواند از خون خود سیراب شود. همه در پی خون هستند، اما من تنها کسی هستم که به شدت تشنه خون خودم هستم.
هوش مصنوعی: هر کسی که توانایی درک داشته باشد، میتواند اسرار زندگی و جهان را بفهمد. آسمان مانند یک کتاب بسته است که محتوای آن، خود من هستم.
هوش مصنوعی: اگر کسی با همت و اراده قوی پیدا نشود، زندگی و دنیا خالی و بیمعنا میشود. اگر فیلسوفی مثل افلاطون از این دنیا برود، من هم همینگونهام.
هوش مصنوعی: عشق برای من لذت بخش است؛ به خاطر سرگرم کردن دیگران، خودم را فدای سادگی و ناگزیری میکنم.
هوش مصنوعی: دنیای زیبا و پرنعمت به خاطر روح زندهام تازه و شاداب است و من خودم مانند جیحون، از جیهون و دیگر رودها و آبهای بزرگ این عالم هستم.
هوش مصنوعی: من از گفتن هیچ چیزی شرمنده نیستم، حتی اگر جایی برای بوسه باشد. به هر حال، سالهاست که تحت تأثیر زیبایی او قرار گرفتهام.
هوش مصنوعی: از فریب وعدههای او آگاهانه مینوشم، وگرنه من هم مانند دیگران هستم که در پی نعلهای وارونه او رفتهاند.
هوش مصنوعی: ناله و گریه من به خاطر خوشی و شادابی زندگیام به گوش میرسد، اما در حقیقت، من تنها و دور از جشن و شادیهای بزرگ او هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.