می شود از اشک چشم عاشق دیوانه گرم
کز شراب تلخ گردد دیده پیمانه گرم
برگ عیش ما بود چون لاله داغی از بهار
می توان کردن سرما را به یک پیمانه گرم
ریزش ابر آورد در خنده ما را همچو برق
صحبت ما می شود از گریه مستانه گرم
در دل ما غنچه پیکان او گلگل شکفت
شاد گردد میهمان باشد چو صاحبخانه گرم
در بساط دل مرا از پاکبازی اه نیست
بگذرد سیل گران تمکین ازین ویرانه گرم
خاکدان عالم از بی رونقی افسرده بود
شد از آه من درو دیوار این غمخانه گرم
حلقه بیرون در دارد مرا افسردگی
ورنه با شمع است دایم صحبت پروانه گرم
یک دل بی غم کند آزاد صد دل را ز غم
می شود هنگامه اطفال از دیوانه گرم
نیست جای خواب آسایش گذرگاه جهان
تا به کی سازی به پهلو بستر بیگانه گرم
روزی دیوانه می آید برون صائب زسنگ
هست تا در کوچه ها هنگامه طفلانه گرم


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از حال و هوای عاشقانه و دیوانگی خود میگوید. او با استفاده از اشک و گریه، حس عمق احساساتش را بیان میکند و اشاره میکند که این غم نه تنها بر او اثر گذاشته بلکه بر اطرافیانش نیز تأثیر دارد. شاعر به ارتباط میان عشق و اندوه پرداخته و میگوید که غم میتواند بر فضایی که در آن زندگی میکند، تأثیر بگذارد و آن را گرم کند. او تأکید میکند که در میان مشکلات و غمها، عشق و نوستالژی به زندگی رنگ و گرما میبخشد. در نهایت، شاعر از دیوانگی خود سخن میگوید و میخواهد از این حال بگریزد، همچنان که عشقش او را به دنیای پر از شور و هیجان میبرد.
هوش مصنوعی: اشک چشم عاشق دیوانه میتواند به حدی شیرین و گرم شود که مانند شراب تلخ در دل، چشمانش را پر از شادی و گرمی کند.
هوش مصنوعی: سرشت خوشی ما شبیه لالهای است که با شکوفهاش در فصل بهار داغی دارد. میتوان با یک پیمانه گرم، سرما را تحمل کرد.
هوش مصنوعی: بارش باران به ما لبخند میزند و مانند درخشش برق، گفتوگوی ما را از اشکهای شوق و سرور پر میکند.
هوش مصنوعی: در دل ما، عشق و محبت به او مانند غنچهای شکفته است. وقتی مهمان میآید، به اندازه صاحبخانه شاد و خوشحال میشویم.
هوش مصنوعی: دل من در میان بیپروایی و صداقت، در مقابل سیلابی از ناآرامی و درد قرار گرفته است. این ویرانه احساسات، گرما و شدت عواطف را در خود دارد که نمیتوان به سادگی از آن عبور کرد.
هوش مصنوعی: خاک عالم به دلیل کمبود زندگی و نشاط، حالت افسردگی به خود گرفته بود. اما با صدای آه و ناله من، دیوارهای این مکان غم-filled تبدیل به مکانی گرم و پر از احساس شدند.
هوش مصنوعی: در کنار در، حلقهای وجود دارد که نشانه افسردگی من است. اگر نه، پروانه همیشه با شمع در حال گفتگو است و من همواره در این گفتگو حضور دارم.
هوش مصنوعی: یک دل راحت و بیغم میتواند صد دل دیگر را نیز از غم رها کند و این باعث میشود که حال و هوای شادی و شوق در بین بچهها به وجود بیاید.
هوش مصنوعی: دنیا جای آسایش و استراحت نیست و تا چه زمانی میخواهی در کنار یکدیگر، بر بستر کسی که غریبه است، گرم بگیری؟
هوش مصنوعی: روزی یک دیوانه بیرون میآید، صائب، و از سنگها عبور میکند تا در کوچهها، شلوغی و سر و صدای کودکانهای برپا کند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.