یاد ایامی که شور عشق بلبل داشتم
از دل صد پاره دامانی پر از گل داشتم
از نسیم شوق هر مو داشت رقصی بر تنم
از پریشانی دل جمعی چو سنبل داشتم
خانه ام بی انتظار خانه پردازی نبود
چشم دایم در ره سیلاب چون پل داشتم
آرزو در سینه ام هرگز نشد مطلق عنان
سد راهی دایم از تیغ تغافل داشتم
من که روشن بود چشم نوبهار از دیدنم
یک چمن خمیازه در آغوش چون گل داشتم
روی شرم آلود گل شد سرمه آواز من
ورنه من هم شعله آواز بلبل داشتم
پای در دامان حیرت داشت رقص گردباد
در بیابانی که من سیر از توکل داشتم
قطره ام در ابر نیسان داشت آتش زیر پا
بس که امید ترقی در تنزل داشتم
خصم را مغلوب کردن از مروت دور بود
ورنه من غالب حریفی چون تحمل داشتم
می درد گوهر گریبان صدف را ورنه من
از شرافت ننگ از عرض تجمل داشتم
ربط من صائب به این بستانسرا امروز نیست
گفتگوها در حریم بیضه با گل داشتم



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به یاد روزهایی میافتد که شور عشق و شوق در دلش موج میزده است. او از حالتی پر از امید و شگفتی سخن میگوید، جایی که دلش از شوق عشق و زیباییها پر بوده و به زندگی با نشاط و انرژی مینگرد. اما به تدریج احساس تنهایی و بیانتظاری او بروز میکند و به مقایسه میان گذشته و حال میپردازد. شاعر اشاره میکند که در میدان زندگی میخواست نیکوکار باشد و در عین حال با مشکلات و دغدغههای مختلف دست و پنجه نرم کرده است. در پایان، به سکوت و جداییاش از دنیای شاد و سرسبز عشق اشاره دارد و غم دوری خود را از آن بستانسرا مینویسد.
هوش مصنوعی: یاد آن روزهایی میافتم که به شدت دلبسته عشق بودم و دلپرشورم مثل دامن پرگلی بود که از قطعات مختلفی تشکیل شده است.
هوش مصنوعی: از نسیم عشق، هر تار موی من در تنم به رقص درمیآید و از دل آشفتهام، حالتی مانند سنبل (گل خوشبو) دارم.
هوش مصنوعی: خانه من بدون چشمانداز پایدار نمیتوانست وجود داشته باشد؛ همیشه منتظر آمدن سیلاب بودم، مانند پلی که در مسیر آب قرار دارد.
هوش مصنوعی: در دل من همیشه آرزوهایی بوده که هرگز به طور کامل محقق نشدهاند. من همیشه مانعی در مسیر خود داشتهام که ناشی از بیتوجهی و غفلت من بوده است.
هوش مصنوعی: من که در نور بهار به وضوح دیده میشوم، در آغوش یک چمن خمیازهای داشتم که شبیه گل بود.
هوش مصنوعی: صدا و آواز من مانند سرمهای است که بر روی گل نازکی قرار گرفته و آن را شرمگین کرده است. اگر این طور نبود، من هم مانند بلبل، شوق و شور زیادی برای آواز خواندن داشتم.
هوش مصنوعی: در بیابانی که من با اعتماد و توکل قدم برمیداشتم، رقص گردباد مرا در حیرت و شگفتی فرو میبرد.
هوش مصنوعی: در دل ابر آسمان، من همچون یک قطره احساس میکردم که در زیر پاهایم آتشی وجود دارد، زیرا به اندازهای به پیشرفت و ترقی امید داشتم که هر لحظه احساس تنزل و افت میکردم.
هوش مصنوعی: مغلوب کردن دشمن کاری غیر از مروت و جوانمردی است؛ وگرنه من میتوانستم حریفی را که قابل تحمل بود، شکست بدهم.
هوش مصنوعی: اگر این مروارید از دل صدف بیرون نیاید، من هیچگاه از ناز و زیبایی خود نزد دیگران شرمنده نخواهم شد.
هوش مصنوعی: امروز ارتباط من با این باغ و فضای آن، مربوط به گفتگوهایی نیست که با گلها داشتهام. در واقع، صحبتهای من به مسائل دیگری وابسته است که در حریم خاصی رخ داده است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
بی خط سبزت شبی هر جا که منزل داشتم
تا سحر چون سبزه پا از رشک در گل داشتم
دوش شمعی بود همرازم که از روشن دلی
بود او را بر زبان من هر چه در دل داشتم
بود اسباب کمال رفعتم چون مه تمام
[...]
شب نه تشویش صبا نی شور بلبل داشتم
خلوتی تا صبحدم با سنبل و گل داشتم
عیش ها سیل بهاری بود، تا آمد گذشت
صحبتی با دوستداران بر سر پل داشتم
یاد آن مستان که برچیدند از اینجا نقل و جام
[...]
عمری امید وفا و مهر از آن دل داشتم
خویش را خرسند از این فکر باطل داشتم
بی سبب در زیر تیغ ای جان ناقابل نبود
هر قدر شرمندگی از روی قاتل داشتم
مانده از سرو روانی پای من در گل چه باک
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.