گاهگاه از دیده عبرت با دنیا دیدهام
کی به این هنگامه از بهر تماشا دیدهام
چرخ تر دامن که باشد دعوی عصمت کند
آفتابش را در آغوش مسیحا دیدهام
پیش چشم من سواد شهر خون مردهای است
نقش خود چون لاله در دامان صحرا دیدهام
تیغ اگر از آسمان بر فرق من باریده است
خار در چشمم اگر هرگز به بالا دیدهام
در ته پیراهن هستی نگنجم چون حباب
قطره ناچیز خود را تا به دریا دیدهام
در کنار گل چو شبنم خار دارم زیر پا
روی گرمی تا از آن خورشیدسیما دیدهام
سنگ خواهد داد مزد سختجانیهای من
دیدهٔ نرمی که من از کارفرما دیدهام
نشئهٔ صهبای عشرت را نمیدانم که چیست
خوشهای از دور در دست ثریا دیدهام
نیست صائب هیچ کس در خردهبینی همچو من
صد سواد اعظم از خال سویدا دیدهام



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بصیرت و عدم تعلق خود به دنیا اشاره میکند. او با نگاهی عبرتآمیز به زندگی، تجربههای تلخ و شیرین را به تصویر میکشد و به تضاد بین زیبایی و تلخی آن اشاره میکند. شاعر به چالشها و سختیهایی که در زندگی با آنها مواجه شده، مینگرد و از فضای دوری که برخی زیباییها در آن قرار دارد، سخن میگوید. همچنین، او به نداشتن چشمپوشی در قضاوت نسبت به دیگران اشاره میکند و در نهایت، از ناپایداری زندگی و ترسیم خاطراتی که شاید هیچگاه به دست نیاید، صحبت میکند.
هوش مصنوعی: گاهی از طریق تجربیات و تاملاتم در مورد زندگی، به دنیا نگاه کردهام و متوجه شدهام که این همه شلوغی و هیاهو تنها برای تماشا نیست.
هوش مصنوعی: اگر چرخ فلک دامن خود را به گردن بگیرد، در این شرایط بیگناهی خود را به نمایش میگذارد. من آفتابی را دیدهام که در آغوش مسیحا قرار دارد.
هوش مصنوعی: در برابر چشمان من، تصویر شهری پر از تاریکی و مردگی قرار دارد؛ چیزی مشابه لالهای که در دامن صحرا دیدهام.
هوش مصنوعی: اگر چاقو از آسمان بر سر من فرود آمده باشد، وجود خار در چشمانم را نمیتوانم نادیده بگیرم، حتی اگر همیشه به آسمان نگاه کرده باشم.
هوش مصنوعی: در انتهای پیراهن وجودم جا نمیشوم، مثل حبابی که نمیتواند خود را در دریا پنهان کند، چرا که به دریا نگاه کردهام و خود را کوچک و ناچیز احساس میکنم.
هوش مصنوعی: در کنار گلها مانند شبنم لطیف هستم، اما زیر پا احساس خار و رنج را دارم. زیر آفتاب گرم به خاطر زیبایی آن، این سختی را تحمل میکنم.
هوش مصنوعی: من به خاطر زحمتها و تلاشهای سختی که کشیدهام، پاداشی شایسته دریافت خواهم کرد، حتی اگر به ظاهر کارفرما با من نرم و ملایم برخورد کرده باشد.
هوش مصنوعی: حالت شادابی ناشی از عشق را نمیدانم چیست، اما از دور خوشهای را در دستان ثریا (ستاره) دیدهام.
هوش مصنوعی: هیچ کس مثل من در انتقاد و ریزبینی نمیتواند باشد؛ من به اندازهٔ صد دانشمند بزرگ، از یک لکه روی صورت زیباییها آگاه هستم.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
با که گویم آنچه زان نخل تمنا دیدهام
زان قد آشوب قیامت را دو بالا دیدهام
حالی من شد که در هر حال باید شاد زیست
قهقهه کبک دری را در قفس تا دیدهام
فاخته آن روز تا شب گشته بر گرد سرم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.