قیمت خاک ندارد به نمکزار نمک
شور محشر نفروشد به لب یار نمک
پسته شور به شکر نگرفته است کسی
چه غریب است درآن لعل شکر بار نمک
می شود پیش لب خوش نمک یار سفید
پرده شرم فکنده است به یکبار نمک
دل مجروح مرا مرهم راحت نشود
شور عشقی که ازونیست به زنهار نمک
می کند کارخود آخر نمک، اما صائب
آنقدر صبر که دارد که کند کار نمک؟



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ارزش و زیبایی عشق و معشوق اشاره میکند و این که عشق واقعی چون نمک تلخ و شیرین زندگی را طعمدار میکند. او میگوید که هیچ چیز نمیتواند به اندازه لبهای معشوق ارزشمند باشد و شور عشق، دل مجروح او را التیام نمیبخشد. در نهایت، شاعر بر صبر خود تأکید میکند و میداند که هر چیز جای خود را خواهد گرفت، حتی اگر در ابتدا شور و درد عشق را تجربه کند.
هوش مصنوعی: خاک ارزشی ندارد و نمیتواند به یک زمین شور و بیفایده فروخته شود. همچنین، زیبایی و شیرینی lip یار (دوست یا محبوب) را نمیتوان با هیچ چیز دیگری معامله کرد.
هوش مصنوعی: کسی نتوانسته است پستهی شور را به شکر تبدیل کند، و چقدر عجیب است که در آن سنگ جواهر شکر، به نمک باران خورده است.
هوش مصنوعی: در حضور معشوق که لبانی خوش طعم دارد، به طور ناگهانی حجاب شرم را کنار زده است.
هوش مصنوعی: دل شکسته و غمگین من هیچ گاه با آرامش و راحتی درمان نمیشود، چون شوری که از عشق در درونم هست، به هیچ وجه قابل کنترل و پنهان نیست.
هوش مصنوعی: کار خود را انجام میدهد، اما صائب، به اندازهای صبر دارد که کار نمک را به تعویق بیندازد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای نهان کرده در آن تنگ شکربار نمک
بسته ای پستهٔ خندان و در آن بار نمک
شوری از عشق تو در چار سوی جان افتاد
به از این کس نبرد بر سر بازار نمک
ما ز شورابهٔ دیده نمکی آوردیم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.