به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق
شمارد داغ، خورشید قیامت را سر عاشق
ز داغ بیقراری چون پلنگ از خواب برخیزد
ز غفلت شیر اگرپهلو نهد بر بستر عاشق
که را زهره است راز عشق را در دل نگه دارد؟
صدف را سینه چاک آرد به ساحل گوهر عاشق
به اوج لامکان پرواز کردن از که می آید؟
نگردد گر تپیدنهای دل بال و پر عاشق
به داغ تازه ای هر لحظه می سوزد دل گرمم
برآتش هست عودی روز و شب در مجمر عاشق
سر مجنون به زانو می نهد لیلی، نمی داند
که کوه طور خاکستر شود زیر سر عاشق
مرا چون سوختی بگذار بر گرد سرت گردم
که می گردد حصار عافیت خاکستر عاشق
فلکها سیر شد از سیرو دور خویشتن صائب
همان رقص پریشانی کند خاکستر عاشق



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به عمق و شدت عشق و دردهای آن میپردازد. او بیان میکند که عاشق هیچگاه از عشق خود دور نمیشود و حتی در میان طوفانها نیز ثابتقدم میماند. حال و هوای غزل به بیقراری و سوز دل عاشق اشاره دارد که همچون پلنگی از خواب برمیخیزد. نیز، او میگوید که راز عشق برای عاشق گرانبهاست و در دلش نگهداشته میشود. در نهایت، شاعر از آثار عشق بر روح و تن خود سخن میگوید و به سیر و رقصی در بینهایت اشاره میکند که نشانگر سرنوشت آرام و پرالتهاب عاشقانه است.
هوش مصنوعی: هر صدایی که از طوفان بلند شود نمیتواند عاشق را از پای درآورد، چون عشق او به مانند آتش یا داغی است که در دلش شعلهور است. این عشق و داغی که دارد، باعث میشود تا همیشه آماده باشد، حتی در روز قیامت.
هوش مصنوعی: از شدت بیقراری مانند پلنگ، از خواب بیدار شو. اگر شیر در خواب بر بستر عاشق استراحت کند، به خواب غفلت نمیرود.
هوش مصنوعی: چه کسی جرأت دارد راز عشق را در دل خود نگه دارد؟ همانطور که صدف با سینهای شکسته، مروارید عاشق را به ساحل میآورد.
هوش مصنوعی: پرواز به اوج نامحدود از کجا ممکن است؟ آیا عشق واقعی سبب نخواهد شد که دل به تپش بیفتد و روح عاشق را به پرواز درآورد؟
هوش مصنوعی: دل من هر لحظه به خاطر درد تازهای میسوزد و در این میان، مانند عودی که بر آتش میسوزد، احساساتم شب و روز در حال شعلهور شدن هستند.
هوش مصنوعی: لیلی سر مجنون را بر زانو میگذارد، اما نمیداند که عاشق او چقدر بزرگ و با ارزش است، مانند کوهی که زیر سر او خاکستر میشود.
هوش مصنوعی: بگذار به دور تو بچرخم و دور خودم را حصاری از لطف و آرامش بسازم، چون تو مرا به آتش عشق سوزاندی.
هوش مصنوعی: آسمانها از گردش و حرکت خودشان خسته شدهاند، ولی هنوز خاکستر عشق به حالت آشفته و پریشان خود ادامه میدهد و مثل یک رقص زیبا میرقصد.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
به هر طوفانی از جا در نیاید لنگر عاشق
شمارد داغ، خورشید قیامت را سر عاشق
نگردد غرق طوفان کشتی بی لنگر عاشق
بود دریا نمکپروردهٔ چشم تر عاشق
به گوش جان صلای شهپر جبریل می آید
دمی کز شوق جانان می تپد دل در بر عاشق
تغافل تا به کی؟ دیر آشنا، بیرحم، بی پروا
[...]
زند بر ابر نیسان طعن خشکی گوهر عاشق
محیطی را نیارد در نظر چشم تر عاشق
بریدن ها نمایان است از غیر تو ای بدخو
که نقش بوریا باشد به پهلو جوهر عاشق
ز بالینش چه گویم کوه را سرگشته می سازد
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.