داغدار از عرق شرم شود نسرینش
آب گردد ز اشارت بدن سیمینش
بوی مشک ازنفس سوخته اش می آید
در دل هرکه کند ریشه خط مشکینش
این چه لطف است که چون سرو شود مینارنگ
از بغل گیری آیینه تن سیمینش
آب چون آینه رفتار فراموش کند
سایه برآب روان گر فکند تمکینش
نتوان یافت بغیر از لب و دندان نگار
ماه عیدی که هم آغوش بودپروینش
نه چنان چشم چو بادام تو تلخ افتاده است
که شکر خواب به افسانه کند شیرینش
سینه اش کان بدخشان شود از باده لعل
هرکه از دست بود همچو سبو بالینش
آتشی هست نهان در دل صائب که مدام
می چکد خون چو کباب ازنفس رنگینش



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به توصیف زیبایی و جذابیت محبوبش میپردازد. او تصویرگریهای مختلفی از معشوق ارائه میدهد، از عرق شرم نشسته بر نسرین تا بوی خوش مشک و دلربایی او که همچون سروی سر به فلک کشیده است. شاعر به تأثیرات این زیبایی بر خود و دیگران اشاره میکند و به حال و هوای عاطفی عمیق خود در درون اشاره دارد، جایی که احساسات همچون آتشی نهان در قلب او میسوزد و همهچیز را تحت تأثیر قرار میدهد. نهایتاً، شاعر با تأکید بر احساسات و دردهای درونی ناشی از عشق، تصویری زنده و ملموس از پیوند بین زیبایی و عواطف انسانی را به تصویر میکشد.
هوش مصنوعی: گل نسرین از شرم و احساس درد و غم به حالت گریه در میآید و به همین خاطر، آب میشود. این احساس به خاطر زیبایی و ظرافت بدن دوستش که همانند نقره است، بیشتر میشود.
هوش مصنوعی: عطر خوش مشک از نفس سوخته او در دل هر کسی که به یاد خطی سیاهش بیفتد، حس میشود.
هوش مصنوعی: این چه زیبایی است که مانند درخت سرو، هنگامی که به آن نگاه میشود، انعکاس خوشایند و نورانی از خود به جا میگذارد، گویی آینهای از تن زیبا و نقرهای او در کنار وجودش نمایان میشود.
هوش مصنوعی: آب همانند آینه میماند و وقتی چیزی بر روی آن میریزد، انگار که هیچکدام از آن تصاویر را به خاطر نمیآورد. اگر سایهای بر این آب بیفتد، آب با آرامش و اطاعت آن را میپذیرد و بازتاب میدهد.
هوش مصنوعی: جز لب و دندان زیبای معشوق، چیزی دیگری نمیتوان یافت که لذتی چون عید داشته باشد و او را در آغوش بکشیم.
هوش مصنوعی: چشمان تو به قدری شیرین و دلنشین است که هیچ تلخی نمیتواند آن را تحتتأثیر قرار دهد و مانند شکر خواب، افسانهای را به حقیقت تبدیل کند.
هوش مصنوعی: دلش مانند سنگ قیمتی «بدخشان» میشود، هر کس که از درد و رنج باده بنوشد، مانند پیالهای که زیر سرش گذاشتهاند.
هوش مصنوعی: در دل صائب آتشی پنهان وجود دارد که به طور مداوم خون میریزد، مانند کبابی که از آن сок바 بخار میشود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
شهد آن بوسه که خوردم زلب شیرینش
زهر در کام شد از مهر رقیب و کینش
جان فرهاد بتلخی زکفش رفت برون
خسروا فاش مکن قصه بر شیرینش
پرده ام چرخ دریده است بیک چشم زدن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.