خط دمیده است ز لعل لب شکرشکنش ؟
یا به خون چشم سیه کرده عقیق یمنش
این چه لطف است که برخود چونظر اندازد
یوسفستان شود ازپرتو عارض بدنش
آتشین لعل لب یار فروغی دارد
که سخن همچو گهر آب شود در دهنش
یوسفی را که من ازخیل نظر بازانم
پرده دیده یعقوب بود پیرهنش
داغ عشق از دل افسرده اغیار مجو
این سهیلی است که باشد دل خونین یمنش
یکی ازجمله خونابه کشان است سهیل
دلبری را که منم واله سیب ذقنش
هرگز ازسیلی اخوان نرود بریوسف
آنچه از سبزه خط رفت به برگ سمنش
چشم روزن ز شکرخواب نگردد بیدار
درحریمی که بخندد لب شکرشکنش
گرچه در بسته به یک کس نگذارند بهشت
چه بهشتی است گذارند حریفان به منش
صائب آن لب به خموشی جگر عالم سوخت
تاچه باشد نمک خنده و شور سخنش


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل از زیبایی و جاذبهی خاص محبوبش سخن میگوید و نقش لبهای او را با لعل و آتشین توصیف میکند. او با اشاره به یوسف و یعقوب، به عمق عشق و دلتنگیاش میپردازد و عشق را به چیزی تشبیه میکند که دلهای آتشین را میسوزاند. همچنین، شاعر نگران است که عشقش در دنیای بیرحم، به فراموشی سپرده شود، و در عین حال به بهشت زودگذر دوستان اشاره میکند. در نهایت، او با بیتابی از خشکی لبانش میگوید که در سکوت، دنیای او دچار سوختن میشود و شوری از محبت محبوبش در کلامش جاری است.
هوش مصنوعی: آیا این خطی که بر چهرهاش نقش بسته، بر اثر لبهای شیرین اوست که مثل شکر میباشد؟ یا به خاطر اشکهای تیرهاش که مانند عقیق یمن جلوهگری میکند؟
هوش مصنوعی: این چه زیبایی است که وقتی به خود نگاه میکند، به خاطر درخشندگی چهرهاش، زمین به بهشت یوسف تبدیل میشود.
هوش مصنوعی: لبهای سرخ و درخشان معشوقه، نوری خاص دارند که وقتی صحبت میکند، کلماتش مانند جواهر در دهانش جلوهگر میشوند.
هوش مصنوعی: من از میان بسیاری از نیکان، یوسف را مینگرم که چشمان یعقوب در آرزوی او به درخت پرده افتاده است؛ زیرا پیراهن یوسف نشانهای از محبت و امید اوست.
هوش مصنوعی: درد عشق را از دلهای غمگین دیگران نپرس، زیرا این درد نشانهای است از دلهای شکسته و مظلوم.
هوش مصنوعی: این بیت به زیبایی و جذابیت فردی اشاره دارد که مانند ستارهای درخشان است و شخص گوینده به شدت تحت تأثیر او قرار گرفته است. او به شدت شیفته و مجذوب زیبایی و جذبه آن فرد شده و احساسات عمیقش را به تصویر میکشد. در واقع گوینده خود را در نقش یک عاشق میبیند که به خاطر جذابیت معشوقش دچار حالتی سرگشته و حیران شده است.
هوش مصنوعی: هرگز نمیتوان بر اثر سیلی که بر صورت یوسف زده شده، از ناسزاگویی برادرانش چیزی کم کرد. آن چه که بر اثر سبزه و زیبایی در زندگی او باقی مانده، به مانند عطر گل سمن است و هیچگاه آسیب نخواهد دید.
هوش مصنوعی: چشمهایی که در خواب شیرین هستند، در دنیای عاشقانهای که لبهای شیرین بخندند، بیدار نمیشوند.
هوش مصنوعی: اگرچه در بهشت را به روی کسی نمیگشایند، اما اینکه چه بهشتی باید باشد که دوستان و همرازان را به صفات نیکو راه دهند، جای سوال است.
هوش مصنوعی: او در سکوت خود، قلب دنیا را به آتش کشیده است. حال ببینید که چه طعمی در خنده و سخن شیرین او نهفته است.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
نام سرچشمه حیوان چه بری با دهنش؟
سخن قند، مگو با لب شکر شکنش
گر زند با دهنش پسته ز بی مغزی لاف
هر که بیند شکند با لب و دندان دهنش
ای صبا، گوی ز من غنچه تر دامن را
[...]
آنک جز نام نیابند نشان از دهنش
بر زبان کی گذرد نام یک همچو منش
راستی را که شنیدست بدینسان سروی
که دمد سنبل سیراب ز برگ سمنش
هر که در چین سر زلف بتان آویزد
[...]
دال زلف و الف قامت و میم دهنش
هرسه دامند و بدان صید جهانی چو منش
نتوانست نبا را ز میانش پوشید
آن قبا بود و بریده به ند پیرهنش
با همه دامن پاکیزه چو گل جز به خیال
[...]
یا رب این نوگُلِ خندان که سپردی به مَنَش
میسپارم به تو از چشمِ حسودِ چَمَنَش
گرچه از کویِ وفا گشت به صد مرحله دور
دور باد آفتِ دورِ فلک از جان و تَنَش
گر به سرمنزل سلمی رَسی ای بادِ صبا
[...]
ای اجل مهلت من ده که ببوسم دهنش
دشمنم نیز مکُش تا بکُشد رشگ منش
چون شکایت کنم از دوست که خون ریخت مرا
هرکه شد کشته ز معشوق نباشد سخنش
دهنش گفت که دردت کنم از بوسه دوا
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.