دردی که سازگار تو گردد دواشناس
زهری که خوشگوار شد آب بقاشناس
نان جوین خویش به از گندم کسان
پهلوی خشک خویش به از بوریا شناس
هر طایری که سایه به فرق تو افکند
از بهر فال، سایه بال هماشناس
از هردری که دست کرم رو گشاده نیست
چون برق و باد بگذر و دارفناشناس
هرخون که در دل تو کند دور آسمان
خون جگر مخور، می لعلی قباشناس
آب مروت از قدح هیچ کس مجوی
خود را حسین و روی زمین کربلاشناس
چون عقل عشق رابشناسد چنان که هست ؟
عیسی شناس نیست طبیب گیاشناس
خود را ز چار موجه تدبیر وارهان
دارالامان خاک، مقام رضاشناس
هر آدمی که نیست دراو رنگ مردمی
بی قدر و اعتبار چو مردم گیاشناس
این آن غزل که گفت نظیری خوش سخن
اقبال اهل دل ز قبول خداشناس


با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به تبیین مفهوم واقعی زندگی و شناخت ارزشها میپردازد. او به این نکته اشاره میکند که درد و رنج باید به دقت شناسایی شوند تا درمان مناسب یافته شود، و از گزینشهای نادرست در زندگی هشدار میدهد. در ادامه، به اهمیت خودشناسی و تحمل در برابر مشکلات و نیز اجتناب از روابط سطحی و ناپایدار تأکید میکند. شاعر همچنین اهمیت انسانیت و ویژگیهای واقعی انسان را زیر سؤال میبرد و در نهایت به نوعی از تسلیم در برابر تقدیر و قضاوت الهی میرسد.
هوش مصنوعی: دردی که با تو قابل تحمل باشد، خود درمانش را میشناسد. زهر و تلخی که به لطف تو خوشایند شده، آثارش را نیز در مییابم.
هوش مصنوعی: بهتر است که نان خود را که حاصل زحمت و تلاش خودتان است بخورید، حتی اگر از نان دیگران کمتر باشد. همچنین، داشتن خالی و بیچیز بودن خود را به همان شرایط دیگران ترجیح دهید که تنها ظاهری بینند و نه واقعی.
هوش مصنوعی: هر پرندهای که بر سرت سایه بیندازد، نشانهای از خوب بودن بخت و شانس توست. سایهی آن پرنده، نشاندهندهی خوشی و نیکبختیاش است.
هوش مصنوعی: اگر جایی که امیدی به کمک و لطف نیست، مانند برق و باد از آن بگذر و به دنیای فانی توجه نکن.
هوش مصنوعی: هر ذرهای که در دل تو به وجود میآید، مانند خون در وجودت جریان دارد. پس از آن به خودت سخت نگیری و از درد و رنجی که به تو میرسد، غمگین نشو. این نگاه به دنیا را رها کن و آن را با شادی و زیبایی بیامیز.
هوش مصنوعی: آب مروت را از هیچ کس طلب نکن، خود را مثل حسین ببین و بر روی زمین افرادی را بشناس که مانند کربلا هستند.
هوش مصنوعی: وقتی عقل به عشق به درستی پی ببرد، مانند این است که عیسی (پیامبر) نمیتواند گیاهشناس باشد. این بدان معناست که عقل نمیتواند به عمق و زیبایی عشق دست یابد، مشابه اینکه کسی متخصص در یک زمینه خاص باشد اما در زمینهای دیگر توانایی نداشته باشد.
هوش مصنوعی: خود را از چهارچوبها و محدودیتها رها کن و در جایی امن و آرام، به شناخت مقام راضی و خرسند از خود بپرداز.
هوش مصنوعی: هر انسانی که در وجودش رنگ و بوی انسانیت نیست، مانند گیاهی است که از نظر ارزش و اعتبار بیاهمیت و کمارزش است.
هوش مصنوعی: این همان غزلی است که نظیری، شاعر با ذوق، درباره آن صحبت کرده و اهل دل آن را با خوشحالی و توجه به خدا میپذیرند.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
اکسیر حسن در نظر پارسا شناس
اقبال اهل دل ز قبول خدا شناس
گر عکس روی خویش در آیینه دیده ای
توحید شیخ و شرک برهمن بجا شناس
اسرار عشق گل به سر دار می کند
[...]
در کفر حق پرست شو آن گه خداشناس
بیگانه را یگانه شو و آشنا شناس
با جغد، پاس کنج خرابی نگاه دار
هر سایه ای که بر تو فتد از هما شناس
محو جمال یار شو و سیر خلد کن
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.