زهی ز اندیشه لعل تو پرخون جام فکرتها
ز خط عنبرینت پشت بر دیوار، حیرتها
دل عارف غبارآلوده کثرت نمیگردد
نیندازد خلل در وحدت آیینه صورتها
محیط از چهره سیلاب گرد راه میشوید
چه اندیشد کسی با عفو حق از گرد زلتها؟
چنین آن حسن عالمسوز اگر بیپرده خواهد شد
برون میآورد وحدتگزینان را ز خلوتها
نگنجد در قبا عاشق، وگرنه از برای ما
مهیا کردهاند از اطلس افلاک خلعتها
درآ در حلقه اهل نظر تا روشنت گردد
که در بیماری چشم نکویان است حکمتها
ادب بند زبان عرض مطلب میشود صائب
وگرنه خامه ما در گره دارد شکایتها



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به ستایش زیبایی و عشق میپردازد و اثرگذاری عشق را بر دل و فکر انسانها به تصویر میکشد. او به اهمیت وحدت در عوالم معنوی و دوری از کثرتها اشاره میکند و میگوید که عارف واقعی نمیتواند تحت تأثیر ظواهر قرار گیرد. با اشاره به چهرههایی که صفا و روشنایی میآورند، شاعر دعوت میکند که به جمع اهل نظر بپیوندند تا به درک عمیقتری از حقیقت نائل شوند. در نهایت، با اشاره به قدرت ادب و زبان، بیان میکند که بیادبی ممکن است منجر به شکایت و سردرگمی شود.
هوش مصنوعی: شگفتا از تفکر و اندیشهای که از زیبایی تو برمیخیزد و دلها را پرتلاطم میکند. انگار فکر و مفهوم، رنگی مانند عطر عنبر دارد و وقتی به دیوار میرسد، انسان را در حیرت و تعجب فرومیبرد.
هوش مصنوعی: دل عارف تحت تأثیر کثرت و تفاوتهای دنیا قرار نمیگیرد و این تنوعها نمیتوانند در احساس یگانگی و وحدت او خللی ایجاد کنند. مانند آیینهای که در عین نمایش صورتهای مختلف، همچنان یکپارچه و صاف باقی میماند.
هوش مصنوعی: طبیعت به رغم تغییرات و چالشهای زیادی که در مسیر خود دارد، همچنان به جلو میرود. آیا کسی به این فکر میکند که با بخشش خداوند، میتواند از خطاها و لغزشها خود را نجات دهد؟
هوش مصنوعی: اگر آن زیبایی که جهان را ویران میکند، بدون حجاب و پرده ظاهر شود، افرادی که در جستجوی یگانگی و وحدت هستند را از خلوت و تنهایی خود به بیرون میآورد.
هوش مصنوعی: عاشق نمیتواند در قبا و لباس تنگ و معمولی جا بگیرد، زیرا برای او از نرمترین و بهترین پارچههای آسمانی لباسهایی آماده کردهاند.
هوش مصنوعی: در جمع افراد آگاه و فرهیخته وارد شو تا بفهمی که در مشکلات و کمبودها، نکات ارزشمندی وجود دارد.
هوش مصنوعی: آداب و رفتار درست باعث میشود که کلمات به خوبی بیان شوند و مطلب به درستی منتقل گردد. در غیر این صورت، قلم ما پر از نارضایتی و شکایت خواهد بود.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
شب قدر است جسم تو کز او یابند دولتها
مه بدرست روح تو کز او بشکافت ظلمتها
مگر تقویم یزدانی که طالعها در او باشد
مگر دریای غفرانی کز او شویند زلتها
مگر تو لوح محفوظی که درس غیب از او گیرند
[...]
ز درد جور آن دلبر مکن ای دل شکایتها
که دردش عین درمانست و جور او عنایتها
کلیم درگه اویی گلیم فقر در برکش
ز فرعونی چه میجویی سریر ملک و رایتها
خلیل عشق جانانی درآ در آتش سوزان
[...]
ز سختیهای عالم قانعان را هست لذتها
هما را استخوان در لقمه باشد مغز نعمتها
شکست عشق را از صبر بر خود مومیایی کن
که در کشتی شکستن خضر را درج است حکمتها
به چشم هر که از نور بصیرت بهرهای دارد
[...]
کمان شد قامتم از بس کشیدم بار محنتها
دلم صد چاک شد از بس که خوردم تیر آفتها
سپند از انجم و مجمر ز مه هرشب از آن سوزد
که سارد از رخ خوب تو ایزد دفع آفتها
دهید ای ناصحان پندم ز هول حشر تا چندم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.