مستی ما از می شبانه نباشد
مطرب ما از برون خانه نباشد
سلسله جنبان چه می کند سر پرشور
گردش گردون به تازیانه نه نباشد
گربودت دل به جای خویش چومرکز
دایره عیش را کرانه نباشد
لفظ بود جلوه گاه معنی روشن
لیلی ما بی سیاه خانه نباشد
بر دل درویش میهمان نشودبار
پای تکلف چو در میانه نباشد
در گذر از جمع زر که اهل کرم را
غیر کف سایلان خزانه نباشد
با دل پر خون زبان شکوه نداریم
آتش یاقوت را زبانه نباشد
پیش زبان دان درد عشق چو صائب
نیست نوایی که عاشقانه نباشد



با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این غزل به بیان حالتی از عشق و مستی میپردازد که ریشه در واقعیتها و عمق احساسات دارد. او تأکید میکند که لذت و شوری که از عشق میبرد، تنها ناشی از می و مطرب نیست و به عمق وجودش مرتبط است. عشق واقعی، حتی در سختیها و دردها نیز وجود دارد و نمیتواند به سادگی تحت تأثیر عوامل بیرونی قرار گیرد. همچنین، شاعر به حقیقت و زیبایی عشق اشاره میکند که مستقل از ظواهر و دنیا است و میتواند در دل هر درویشی نیز جوش و خروش داشته باشد. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که زبان عاشق همیشه نوایی برای بیان عشق دارد، حتی اگر بر درد و غم استوار باشد.
هوش مصنوعی: ما به خاطر نوشیدنی شبانه مست شدهایم و این حال و هوای شاد ما وابسته به نوازندهای نیست که از بیرون بیاید.
هوش مصنوعی: آنکه رهبری و مدیریت را در دست دارد، چه کار میکند؟ در حالی که زندگی مانند یک دایره میچرخد، به وسیلهی زور و قهر نمیتوان به جلو برد.
هوش مصنوعی: هر گاه دل تو در جایی آرام نگیرد، همچون دایرهای خواهد شد که هیچ مرزی برای شادیهایش وجود ندارد.
هوش مصنوعی: عبارت به این معناست که واژه و کلام، خود نمایانگر مفهوم عمیق و روشنی هستند. در واقع، لیلی به عنوان یک نماد محبت و زیبایی میدرخشد و وجودش نیاز به تصورات تاریک و ناواضح ندارد.
هوش مصنوعی: وقتی که در دل انسانهای ساده و بیریا جایی برای تظاهر و رودربایستی نباشد، دیگر در آنجا مسافری از دنیا و ظواهر نمیتواند باشد.
هوش مصنوعی: در میانه جمعیت ثروتمندان، تنها افرادی که نیکوکارند، نمیتوانند تنها به گنجینههای مادی اتکا کنند و به کمک نیازمندان بپردازند.
هوش مصنوعی: ما با دل غمگین و پر از درد، نمیخواهیم شکایت کنیم. مانند آتش یاقوت که شعلهای ندارد، ما هم در سکوت از دردهای خود سخن نمیگوییم.
هوش مصنوعی: هر کس که به عشق دچار است، در دلش درد و حسرتی وجود دارد که نمیتواند احساساتش را به صورت زبانی بیان کند؛ بنابراین هر صدایی که از زبان عاشق میآید، باید حاکی از عشق و دلتنگی باشد وگرنه معنی نخواهد داشت.
در حال بارگذاری آرایههای ادبی...
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.